پشت پرده حکایت

غزلی از امام(ره)

فراق یار

 

از تـــو اى مى‏زده، در میکده نامـــى نشنیدم      نــزد عشـــــّاق شدم، قـــــامت سرو تو ندیدم

از وطـن رخت ببستـــــم کــــه تو را بــاز بیابم      هـــر چـــه حیرت‏زده گشتم، به نوایى نرسیدم

گفتــــم از خــــــود بــــرهم تا رخ ماه تو ببینم      چـــه کنـــم مـــن کـه از این قید منیّت نرهیدم؟

کــــوچ کـــردند حـــریفان و رسیدند به مقصد       بــــى نصیبم مــــن بیچـــاره که در خانه خزیدم

لطفى اى دوست که پروانه شوم در بر رویت      رحمـــــى اى یـــــار کـــــه از دور رســانند نویدم

اى کــه روح منـــى، از رنج فراقت چه نبردم؟      اى که در جان منى، از غم هجرت چه کشیدم؟

 

 

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٠ساعت۱٠:۳۳ ‎ق.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
غزلی از امام(ره)

شهره شهر

 

بـــه کمنـــــــــد ســر زلف تو، گرفتار شـدم        شهــــره شهر به هر کوچه و بازار شدم

گــــــر بـــــــرانـــــــى ز درم، از در دیگـر آیم        گــر  برون راندى‏ام، از خانه ز دیوار شدم

مستى علم و عمل رخت ببست از سر من        تـــا کـــه از ساغر لبریز تو، هشیار شدم

پیش مــــــن هیچ به از لذّت بیمارى نیست        تـــا ز بیمــــــارى چشمان تو بیمار شدم

نشــــود بــــــر ســـر کـــــوى تو بیابم راهى        از دم پیــــــر در این راه، مــــددکار شدم

دامـــــن از آنچــــه کــــه انباشتــه‏ام، برچیدم      تا کـــه خجلت زده در خدمت خمّار شدم

 

 

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٠ساعت۱٠:٢۸ ‎ق.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری پیرامون شخصیت امام خمینی(ره)

گزیده ای از سخنان مقام معظم رهبری پیرامون شخصیت حضرت امام خمینی (ره)

ارتحال رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خمینی قدس الله نفسه الزکیه حقاًضایعه ای جبران ناپذیر و صدمه ای بزرگ بود .

22/3/68

ـ تسلیت این حادثه بزرگ را بیش از همه باید به همه شما ،فضلا و طلاب جوان و فرزندان محبوب حضرت امام گفت و بنده صمیمانه به همه شما ،به همه حوزه های علمیه ،علما ، فضلا و طلاب و مدرسین و بزرگان تسلیت عرض می کنم .

23/3/68

 ـ ایشان مدرسی علی الظاهر ، بودند و در مسجد سلماس تدریس می فرمودند ، اما اخلاص ، صفای باطن و رابطه معنوی و پیوند مستحکم میان او و خدا ، مقلب القلوب ، موجب شد که این انسان علی الظاهر دستی نیرومند برای برافکندن بنباد ارزشهای مادی شود و امروز رهبر کمونیست چپ یک نقطه دور دست می گوید ، خواهش میکنم به من کتابی درباره اسلام بدهید تا آن را مطالعه کنم و این در حالی است که همه ما بودیم اما شما نمی توانستید به یک جوانی که باد مارکسیسم به دماغ او خورده است کتابی بدهید .

23/3/68

ـ امام عزیز با حیات ، ابتکارو تحرک خود که از آن روح بزرگ و دل روشن بر می آید و همچنین با مرگ پر حادثه و عروج ملکوتی خود به اسلام و انقلاب خدمت کردند .

24/3/68

ـ امروز (در ارتحال امام )دشمنان انقلاب اسلامی تو دهنی سختی از مردم خورده اند .

24/3/68

ـ هنر بزرگ حضرت امام این بود که دیوارهای بین اجتماعات مردم را از بین برد و یک فضای وسیع با دل های آشنا بوجود آورد .

24/3/68

ـ امام کبیر ما عصر جدیدی را در زمان ما آغاز کردند .

29/3/68

ـ ایشان عصر گرایش و احترام به ارزشهای انسانی و احترام به عدالت و حریت انسان و اصل احترام به آراءمردم را بنیان گذاشتند که حتی دشمنان ایشان هم به عظمت امام معترفند .

29/3/68

ـ اینکه امام می فرمودند (به من خدمتگزار بگویند بهتر است تا رهبر ) با صداقت و راستی بود و تعارفی در کار نبود .

29/3/68

ـ اگر چه جای خالی امام برای ما سخت و تلخ است اما میراث گرانبهای معمار بزرگ انقلاب ، امام  خمینی حفظ خواهد شد .

29/3/68

ـ بخشیدن روح عزت ، استقلال ، استغناء و اعتماد به نفس به ملتی که در طول سالیان متمادی سعی شده بود که اعتماد به نفس از او گرفته شود و استقلال او مورد دستبرد قرار گیرد و اعتماد به نفس او از بین برود و دیگران بر سرنوشت او تسلط یابند ، از مشخصه های عمده انقلاب است که توسط امام خمینی (ره ) در جامعه انقلابی کشور ترسیم شده است .

29/3/68

 

ـ راه و روش و اهداف امام خمینی همانند اهداف انبیاءبوده است .

1/4/68

ـ برای امام ،امت اسلامی و اسلام مطرح بود و ایشان منطقه ای فکر نمی کردند .

1/4/68

ـ در سخت ترین مراحل ، امام عزیزمان همواره آرام و مطمئن بودند و به مردم اطمینان فراوانی داشتند .

1/4/68

ـ امام ،خوب این مردم را شناخته بودند و مردم هم حقاًو انصافاً امامشان را خوب شناخته بودند .

6/4/68

ـ خداوند امام عزیزمان را به عنوان گوهری یکدانه و ذخیره ای از سوی خود در میان ملت ما قرار داد .

10/4/68

ـ آن روح بزرگ و کوه ستبر به دفعات در برابر عظمت مردم تکان می خورد و می لرزید .

10/4/68

ـ او که جوهره درخشان وجودی اش در سایه ربوبیت پروردگار آشکار شد ، بارها و بارها سیاستهای جهانی را جابجا کرده و تغییر داد .

10/4/68

ـ امام عزیز با رحلت خود امت اسلام را یتیم کردند و شاید در دل ها ، محیط زندگی و در جهان اسلام نتوان تا سالهای متمادی این خلاًعظیم را پر ساخت .

10/4/68

ـ کلام او همانند بمبی در دنیا منفجر شد و همه را تحت تاثیرقرار داد .

10/4/68

ـ او زنده است تا اسلام ناب محمدی (ص) زنده است و او زنده است تا پرچم عظمت اسلام و وحدت مسلمین و نفرت از ظالمین بر افراشته است.

17/4/68

ـ آری امام خمینی زنده است تا امید زنده است و تا حرکت و  نشاط هست و تا جهاد و مبارزه هست .

17/4/68

ـ طنین صدای او که ندای حق و عدل بود در دلهای امتش و در فضای جهان هست و خواهد بود .او نمرده است و نخواهد مرد .

17/4/68

ـ برای او که راهرو راه پیامبران بود ، همچون خود پیامبران ،مرگ جسم به معنای مزگ شخصبت نیست .

17/4/68

ـ او در بانک تکبیر مبارزان مسلمان ، در اراده ای قهر آمیز ملتهای زیر ستم ، در ایمان آگاهانه ی نسل جوان معاصر در دنیای اسلام ، در امید روشن مستضعفان و مظلومان ، در سوز و حال معنوی مناجاتیان ، در حیات دوباره ی معنویت و ارزش های اخلاقی در جهان و در همه ی جلوه های زیبایی که حرکت انقلابی و تاریخ ساز او در دوران معاصر به وجود آورد و بلاخره در دل یکایک عاشقان و مریدانش زنده است .

17/4/68

ـ برای حیطه بندی عظمت این شخصیت بزرگ به قلم توانا و زبانهای گویا نیاز است .

29/4/68

ـ او مانند خورشیدی بود که با درخشش خود اشیاء را آشکار می کند و مانند روحی بود که با دمیدن به کالبدی اجزاء آن را زنده می سازد او ما را زنده کرد و به حرکت در آورد و ما توانستیم به کمک وجود او به ارزش جغرافیائی و تاریخی کشورمان و به حقیقت فرهنگ گذشته قرآن و ملت خود پی ببریم و اگر نظام جمهوری اسلامی و این انقلاب بزرگ و جهانی و نیز این رستاخیز عظیم ایجاد شده در دنیا را به عنوان یک شجرة طیبه بدانیم ریشه آن همین شخصیت عظیم است که این درخت مبارک رویاند

29/4/68

ـ شخصیت امام به وجود خارجی او بستگی ندارد ، بلکه عظمت این شخصیت از فکر ، راه و رهنمودهای او مایه می گیرد .لذا اهتمام به احداث مرقد ،گنبد و صحن امام عزیز له معنای تلاش برای حفظ هویت فکری و راه او و نیز زنده نگه داشتن یاد اوست .

29/4/68

ـ مرقد حضرت امام مرکزی برای گسترش الهامات الهی و نورانیت و روح عرفانی برای مردم اهل بصیرت و معرفت خواهد بود .

29/4/68

ـ بدون شک ما امروز با فقدان رهبر و امام عزیز و معظم بی نظیرمان دچار کمبود و خلاً مهمی هستیم لکن با یاد صلابت ، قاطعیت و معنویت و روحانیت آن بزرگوار و با الهام از درسهای فراموش ناشدنی ایشان امروز مقطع و دوران دیگری را آغاز می کنیم .

14/5/68

ـ یاد و نام امام بزرگوارمان کاخ قدرتهای طاغوتی و نیز دل آنها را میلرزاند زیرا  او خادم به اسلام و مسلمین بود که با مجاهدت خود و ملتش به اسلام و مسلمین عظمت بخشید

26/7/68

ـ صلوات و سلام خدا بر شاهد شهیدان و امام مجاهدان و اسوه و مقتدای صالحان و رفعت بخش کلمه پیامبران ، حضرت امام خمینی قدس الله سره  و اعلی الله کلمه که آتش خشم مستضعفان را بر هیمه فسق و فساد و کفر و الحاد و ظلم و استکبار جهانی افکند و ارکان سلطة مستکبران را متزلزل ساخت .

1/7/68

ـ اگر امام نیست ، خدای او ، راه او ، رهنمودهای او و انگشت نورانی اشاره های او که ما را به راه راست هدایت می کرد ، هست و مهم این است که ما کار بزرگ امام را بشناسیم و قدر بدانبم .

5/11/68

ـ بزرگداشت امام برای ما ، جنبه اعتقادی ، ایمانی، انقلابی، عاطفی و ملی دارد .

2/3/69

ـ شخصیت وجودی امام که در جایی برای شهادت اسیری اشک می ریزد و در جایی دیگر همچون قضیه شهادت 72 تن از بزرگان انقلاب چون کوهی استوار می باشد  با هیچ زبانی قابل توصیف نیست .

2/3/69

ـ این فکر غلطی است که حرف دل امام را تنها می توان در رؤیت سیاسی امام دید .حرف دل امام را در مجموعه ای از همه ابعاد وجودی امام با صد زبان همچون فریاد سیاسی ، شعر عرفانی ، لبخند و یا گریه ای بیان شده است . باید دید و سعب و کوشش ما باید بر این باشد که در تمام جهات کمال امام را مورد توجه قرار دهیم .

2/3/69

ـ امام برای حیات دوباره اسلام درست همان راهی را پیمود که رسول معظم (ص) پیموده بود ، یعنی راه انقلاب را، در انقلاب اصل بر حرکت است ، حرکتی هدفدار ، سنجیده ، پیوسته ، خستگی ناپذیر و سرشار ایمان و اخلاص ، در انقلاب به گفتن ، نوشتن و تبیین اکتفا نمی شود ، بلکه پیمودن و سنگر به سنگر پیش رفتن و خود را به هدف رساندن، اصل و محور قرار می گیرد ،

گفتن و نوشتن هم در خدمت همین حرکت در می آید و تا رسیدن به هدف یعنی حاکمیت بخشیدن دین خدا و متلاشی ساختن حکومت شیطانی ادامه می یابد .

13/3/69

ـ امام خمینی یک حقیقت همیشه زنده است ، نام او پرچم انقلاب ، راه او راه انقلاب و اهداف او اهداف ابن انقلاب است .            

13/3/69

ـ حیات و شخصیت خمینی کبیر ، تجسم اسلام ناب محمدی (ص) و تبلور انقلاب اسلامی بوده و او خود و سخنش و انگشت اشاره اش خضر راه این حرکت الهی و روشنگر نقاط مبهم و برطرف کننده همه ی تردیدها بوده و همجنان خواهد بود . ملت ایران و از همه بیشتر مسئولان کشور باید این درس بزرک را هرگز از یاد نبرد .

13/3/69

ـ این عصر را باید عصر امام خمینی نامید و ویژگی آن عبارتست از پیدایش و جرأت و اعتماد به نفس ملتها در برابر زورگویی ابر قدرتها و شکستن بت های قدرت ظالمانه و بالندگی نهال قدرت واقعی انسان ها و سر بر آوردن ارزش های معنوی و الهی .

13/3/69

ـ در همه جای عالم فاصلة میان زندگی و رؤسای کشور با مردم کوچه و بازار  فاصلة شاه و گداست و حتی حکومتهایی هم که داعیة توده‌ای داشتند نتوانستند از زندگی مسرفانه شاهان برای خود صرفنظر کنند افتخار نظام اسلامی آن است که امام عظیم الشأنش تا پایان عمر در زی طلبگی زندگی کرد .

13/3/69

ـ بر اساس جهان بینی اسلامی اعتقاد راسخ به لزوم اتحاد مسلمین ، برای حل مشکلات مسلمانان و عظمت و سر بلندی و قدرت اسلام ضرورت دارد و این هدفی بود که امام همواره آن را دنبال می کردند .

17/3/69

ـ امام بزرگوارمان بذر وحدت را پاشیده اند و نهال اسلامی در حال رشد است این حرکت استمرار خواهد داشت و استکبار از ضربه زدن به این حرکت پر شتاب که راه روشنی را در پیش روی خود دارد ناتوان است .

17/3/69

ـ  فتح دلهای آحاد امت اسلامی در اقصی نقاط جهان که در برابر عظمت امام و راه و پیام او از خود اطاعت ، تسلیم و همراهی نشان دادند از اخلاص آن بزرگوار که نقطه اساسی حیات او بود ناشی می شد و فقط با اخلاص در گفتار و عمل است که می توان راه امام را طی کرد .

17/3/69

ـ  بر اساس معانی قرآنی واقعی ، حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه انسان حکیمی بودند که با حکمت خود فعل و انفعالات عالم غیب را درک می کردند . اما در عین آنکه از اندیشه سیاسی بسیار بالایی برخوردار بودند بعنوان یک انسان استثنائی زمان ما حقایق را می فهمیدند و این همان عالم غیب ملکوت وجود انسان است که راه رسیدن به آن تقوی و عمل به تکلیف شرعی است .

31/6/68

ـ عظمت و شخصیت رهبری حضرت امام رضوان الله تعالی علیه قابل قیاس با هیچ یک از رهبریهای دنیای امروز نبود .اما ایشان هیچگاه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را به خود نسبت نمی دادند .امام برای مردم یک وسیله الهی بودند و ایشان حرکت عظیم مردم و اخلاص و فداکاری آنان را موجب این پیروزی بزرگ می دانستند .

30/8/69

ـ رهبری و نظام جمهوری اسلامی اکنون با ذخیرة ارجمند و تمام نشدنی و نیز با آن تصور والا و دست نیافتنی از شخصیت رهبر کبیرمان روبروست ، نه اینجانب که طلبه ای کوچک با کاستی ها و قصورهای فراوان است و نه هیچ فرد دیگری در جمهوری اسلامی قادر نیست که به قله آن شخصیت ممتاز و استثنائی دست یابد و خود را با پدر و معمار انقلاب اسلامی و سازنده و پردازنده جمهوری اسلامی مقایسه کند . او نخستین بود که دومین نداشتن و فاصله میان او و امثال اینجانب فاصله ای ژرف و نا پیمودنی است .

لیکن اکنون این فرصت بزرگ و استثنایی برای امثال اینجانب وجود دارد که از آن ذخیرة بسیارگرانبها و همچون ودیعه ای الهی و الهامی معنوی بهرمند گردیم .

8/3/70

ـ  اینجانب که خود را شاگردی متواضع و فرزندی مطیع و مریدی دلباخته آن روح الله می دانم این توفیق را داشته ام که در تمام ده سال و جند ماه پس از ورود رهبر کبیر به ایران تا لحظه عروج آن روح ملکوتی از آن سر چشمة فیاض سیراب شده و لحظه لحظة جریان مبارک آن هدایت الهی را با همة وجود خود لمس کنم .سخن و اشارات او ،اندیشه و نصیحت او ،دستور و توصیه او و بلاخره رفتار او عطیه های گوناگونی بود که سخاوتمندانه از آن قلة مصفا می جوشید و معدودی از یاران او را که در دامنه بودند پیوسته بهرمند می کرد         .

8/3/70

ـ درس او تنها آن نبود که در حوزة علمیه از او فرا گرفتیم و یا در دوران شانزده ساله مبارزه از دور و نزدیک به جان نوشیدیم ،بزرگترین و ماندگارترین درس او آنها بود که در این دهسال همچون آیات حکمت به جان و دل خریدیم و در لوح ضمیر ثیت کردیم .به کمک و ارادةالهی هیچ حادثه و هیچ انگیزه ای نخواهد توانست آن را که بخشی از وجود ماست از ما جدا کند و اینجانب  در مسئولیت خطیر و جدید خود ملتزم و متعهدم که مو به مو آن درسهای الهی را بکار بندم .

8/3/70

ـ دوران ده ساله حیات مبارک امام خمینی رضوان الله تعالی علیه الگو و نمونه حیات جامعه انقلابی ما است و خطوط اصلی انقلاب همان است که امام ترسیم فرموده است .

دشمنان خام طمع و کوردل که گمان کردند که با فقدان امام خمینی دوران جدید با مشخصاتی متمایز از دوران امام خمینی قدس سره آغاز شده است سخت در اشتباهند .

8/3/70

ـ امت امام و شاگردانش او که از سرچشمةفیاض آن موجود ملکوتی سیراب شده و عزت و کرامت اسلامی و انسانی خود را در آن جسته اند اکنون شاهد آنند که ملتهای دیگر حتی ملتهای غیر مسلمان ، نسخه تعالیم انقلابی آن قائد عظیم را مایه نجات خود دانسته و آزادی و غیرت خویش را در آن یافته اند .امروز به برکت نهضت آن یگانه دوران ، مسلمانان در همه جا بیدار شده اند و کاخ امپراتوریها ی سلطه ظالمانه رو به ویرانی نهاده است .ملتها ارزش قیام ملی را دریافته و غلبه خون بر شمشیر را تجربه می کنند و همه در همه جا چشم به ملت مقاوم و نستوه ایران دوخته اند .

8/3/70

ـ بدیهی است که برای آمریکا و دیگر سردمداران استکبار چیزی مهمتر و از این نیست که ملت ایران از راه دهساله خود برگرددیا در آن تردید کند زیرا در این صورت نقطه درخشان امید ملتها کور خواهد شد و غلبه خون بر شمشیر مورد تردید قرار خواهد گرفت . ما صریحاً به ملتهای جهان اعلام می کنیم که تفکر ( خاتمه یافتن دوران خمینی ) که دشمن با صد زبان سعی در القاء آن دارد خدعه و نیرنگی استکباری بیش نیست و علی رغم آمریکا و همکارانش امام خمینی در میان ملت خود و جامعه خود حاضر است و دوران امام خمینی ادامه دارد و خواهد داشت . راه او راه ما ، هدف او هدف ما و رهنمود او مشعل فروزنده ماست  همة ملت و مخصوصاً جوانان عزیز و نوجوانان ، خود را سربازان محبوب امامشان بدانند و با اتکال به خدا و استمداد از حضرت ولی الله الاعظم ارواحنا فداه با قوت و قدرت بسمت هدفهای عالی امامشان حرکت کنند و بدانند که پیروزی نهایی از آن ماست

8/3/70

ـ راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همة قدرت و قاطعیت خود حرکت خواهیم کرد .

8/3/70

وظیفه همة ماست که با توکل به خدا و تقویت روح اخلاص و همبستگی ، حرکت عظیمی را که امام بزرگوار آغاز کرده اند ادامه دهیم .

8/3/70

ـ ادامه خط امام یعنی طرفداری از فقرا ، ضعفا ، عدالت اجتماعی ، وحدت ملی ، مقابله و معارضه با استکبار جهانی و وابستگان آنها .

8/3/70

ـ امام آن روح الله بود که با عصا و ید بیضای موسوی و بیان و فرقان مصطفوی به نجات مظلومان کمر بست ، تخت فرعونهای زمان را لرزاند و دل مستضعفان را به نور امید روشن ساخت .

8/3/70

ـ امام به همه فهماند مه انسان کامل شدن ، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست .

8/3/70

حقیقتاً برای انسانی بزرگ و شخصیتی  بی نظیر مانند امام خمینی جا داردکه برگزیده ترین انسانها و صافترین و پاکترین دلها از احساس تکریم نسبت به او سرشار شوند .

8/3/70

ـ خصلتهایی که در امام بود هر کدام به تنهایی کافی بود که از یک فرد ، انسانی بزرگ بسازد بسیار خردمند ، هوشیار ، زیرک و آگاه .از آن انسانهایی که به راحتی نمی توان حقیقتی را به او واژگونه جلوه داد . انسانی با ارادة پولادین که هیچ مانعی نمی توانست جلو دار او شود  .در عین حال انسانی بسیار رئوف و دلرحم چه در هنگام مناجات با خدا و چه در هنگام برخورد با نقطه هایی از رندگی انسانها ، در عین حال دارای حس خویشتن داری ئ تقئا ، یعنی انگیزه های نفسانی و هواها و هوسها در او نبود و کمتر سراغ داریم انسانی که اسیر هواها نباشد .ولی او امیر بر هواهای خود بود . در عین حال در نهایت تواضع و فروتنی و صبر و بردباری بود . سختترین حوادث در اقیانوس وجود او تلاطم ایجاد نمی کرد .

8/3/70

ـ ادامه راه امام فقط با بصیرت و صبر میسر است . نگذارید به بهانه های گوناگون آدمهای کم بصیرت ، یا کم صبر یا خود خواه با بی توجه به مصالح عمومی مردم میان صفوف مستحکم شما فاصله بیاندازد ، شما را نسبت به یکدیگر یا نسبت به مسئولین دل چرکین و نگران کنند آگاه باشید و بدانید این راه به هدف خواهد رسید .

16/3/70

ـ امام بزرگوار ما به اسلام و مسئولین و مسلمین قوت قلب و عزت یخشید .

16/3/70

ـ امام بزرگوار ما با این انقلاب ، مسلمانان را نشاط بخشید ، اسلام را زنده کرد .

16/3/70

ـ امام عظیم الشان رویای بی تعبیر تشکیل حکومت اسلامی را در عالم خارج و واقعیت محقق کرد تا انسانها بتوانند در همةابعاد بر اساس اعتقادات خود زندگی کنند و با همت امام بود که پیام حق اسلام به آفاق عالم رسید و لازمه ظهور انسانهای برجسته ای چون امام امت ، گذشت از راحتی ها ، شهوات نفسانی و وسوسه های گوناگون و آشنا کردن دل با انوار و الطاف الهی است و برای تحقق ابن منظور باید تلاش و مجاهدت کرد .

18/7/71
 

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٠ساعت۱٠:۱٦ ‎ق.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
کتب و آثار امام خمینی(ره)

کتب حضرت امام خمینی در زمینه های عرفانى و فلسفى و اخلاقى

1- شرح دعاى سحر (عربى)  

دعایى است که با این جمله آغاز مى‏شود: "اللهم انى اسالک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهى. اللهم انى اسالک ببهائک کله. "

از امام رضا (ع) نقل شده است که امام باقر (ع) این دعا را در سحرهاى ماه مبارک رمضان مى‏خواندند. این دعا شرحهاى متعددى دارد، یکى از آنها همین شرح امام خمینى است که در سال 1347 ق. یعنى در 27 سالگى تالیف کرده‏اند.

این کتاب از کتابهاى عرفانى حضرت امام امت است و مانند تالیف دیگر ایشان "مصباح الهدایه"، فقط کسانى که با فلسفه و عرفان آشنایى کامل داشته باشند مى‏توانند از آن استفاده کنند.

سال تالیف این کتاب مصادف است‏با سال ورود مرحوم شاه آبادى به قم و در این کتاب دو جا از ایشان یاد و مطلبى نقل مى‏کنند. تالیف این کتاب در سال اول تلمذ نزد مرحوم آقاى شاه آبادى، این نکته را روشن مى‏کند که حضرت امام خمینى همان طور که خودشان در اولین برخورد و ملاقات با آقاى شاه آبادى فرموده‏اند، فلسفه را قبلا خواند بودند و در عرفان نیز کار کرده و استاد دیده بودند.

این کتاب که به زبان عربى است‏با ترجمه فارسى آن پس از پیروزى انقلاب چاپ شده است. (2)

 2- مصباح الهدایة ال الخلافة والولایه (عربى)  

این کتاب در بیان حقیقت محمدیه و ولایت علویه است که با ترجمه فارسى آن پس از انقلاب چاپ شده است. تالیف این کتاب در سال 1349 به پایان رسیده و مانند شرح دعاى سحر فقط براى کسانى که با عرفان و اصطلاحات آن آشنایى دارند قابل استفاده است.

3- لقاء الله (فارسى)  

مقاله‏اى است در این موضوع به زبان فارسى در هفت صفحه که در آن از استادشان مرحوم آقاى شاه آبادى یاد مى‏کنند. این مقاله یا رساله در پایان کتاب لقاءالله مرحوم حاج میزا جواد ملکى چاپ شده است.

 
4- سر الصلاة، صلاة العارفین یا معراج السالکین (فارسى)  

این کتاب براى خواص از اهل عرفان و سلوک نوشته شده و تاریخ پایان تالیف آن سال 1358 ق. است و تا حال دوبار چاپ شده است که بار اول مستقل و بار دیگر در یادنامه شهید مطهرى - رحمة الله علیه - چاپ شده است.
در این کتاب از اسرارالصلاة شهید ثانى و مرحوم آقاى شاه آبادى یاد مى‏شود و نیز به شرح اربعین خود ارجاع مى‏دهند که معلوم مى‏شود شرح اربعین را پیش از سرالصلاة نوشته
‏اند یا هنگام نوشتن سرالصلاة آن کتاب هم در دست تالیف بوده است.

5- تعلیقه على شرح فصوص الحکم (عربى)

فصوص الحکم تالیف محیى الدین عربى و شرح آن از محمود قیصرى است و امام خمینى شرح فصوص را در هفت‏سالى که از محضر مرحوم آقاى شاه آبادى استفاده مى‏کردند، نزد ایشان خوانده و تاریخ تالیف این تعلیقه هم همان سالهاست. در این تعلیقه به مصباح الهدایه خود ارجاع مى‏دهند و از مرحوم آقاى شاه آبادى نیز یاد مى‏کنند. کتاب شرح فصوص 495 صفحه است که تعلیقه امام تا صفحه 396 آن است.

6- تعلیقه على مصباح الانس (عربى)

مفتاح غیب الجمع والوجود تالیف صدرالدین محمدبن اسحاق قونوى و شرح آن به نام مصباح الانس تالیف محمدبن حمزة بن محمد عثمانى معروف به ابن فنارى است. امام خمینى مصباح الانس را تا صفحه 44 از سال 1350 تا 1354ق. نزد مرحوم آقاى شاه آبادى خوانده است.

7- تعلیقه على شرح حدیث راس الجالوت (عربى)

قاضى سعید محمدبن محمد مفید قمى از دانشمندان و عرفاى قرن یازدهم، تالیفات فراوانى دارد که یکى از آنها شرح حدیث راس الجالوت است که در ذریعه حاج آقا بزرگ در حرف "شین" یاد شده و متاسفانه نویسنده، این رساله را هنوز زیارت نکرده است. گویا مقصود از حدیث راس الجالوت همان احتجاج حضرت رضا (ع) با اصحاب ادیان مختلفه است که قسمتى از آن احتجاج با راس الجالوت یهودى است. حدیث در توحید و نیز عیون اخبارالرضا شیخ صدوق و احتجاج طبرسى و جلد دهم بحارالانوار و جلد دوم مسندالرضا نقل شده.

امام خمینى - رضوان‏الله علیه - تعلیقه‏اى بر این رساله قاضى سعید نوشته‏اند که در جلد 26 ذریعه صفحه 285 چاپ مشهد یاد شده و هنوز به چاپ نرسیده است.

 8- شرح حدیث راس الجالوت (عربى)

امام خمینى علاوه بر تعلیقه‏اى که یاد شد مستقلا شرحى بر این حدیث نوشته‏اند که تاریخ تالیف آن بنا بر آنچه در کتاب آیینه دانشوران آمده است، 1348 مى‏باشد و این رساله هم متاسفانه هنوز چاپ نشده است.

 9- شرح حدیث راس الجالوت (عربى)


10- تفسیر سوره حمد (فارسى)  

تفسیرى است عرفانى بر سوره حمد که امام خمینى در سالهاى اول پیروزى انقلاب در پنج جلسه بیان فرمودند و مکرر چاپ شده است. امام خمینى در کتاب سرالصلاة، سوره حمد و توحید را به طور مختصر با اشاراتى عرفانى تفسیر کرده‏اند. به صفحات 139 تا 151 چاپ 1360 شمسى مراجعه شود. و نیز در کتاب "آداب الصلاة" سوره حمد و توحید و اناانزلناه را به گونه‏اى مفصلتر تفسیر کرده‏اند.

11- الحاشیه على الاسفار (عربى)

امام خمینى - رضوان الله علیه - از مدرسین اسفار ملاصدرا بوده و گویا حواشى بر این کتاب داشته باشند; زیرا یکى از فضلاى حوزه علمیه قم حاشیه‏اى از ایشان در مجله کیهان اندیشه نقل کردند والله العالم.

12- آداب الصلاة (فارسى)

این کتاب را پس از "سرالصلاة" نوشته‏اند.

13- مبارزه با نفس جهاد اکبر (فارسى)  

رساله‏اى است اخلاقى، در موضوع "جهاد با نفس" که تقریر سخنرانیهاى حضرت امام در نجف اشرف براى طلاب و فضلا است. این رساله بارها چاپ شده است.

14- شرح حدیث جنود عقل و جهل (فارسى)  

در کتاب شریف اصول کافى حدیثى در بیان لشگریان عقل و جهل از امام صادق (ع) نقل شده که شامل هفتاد و چند عنوان است.

امام خمینى - رضوان الله علیه - این حدیث را به زبان فارسى شرح کرده‏اند ولى تا عنوان 25 آن را بیشتر ننوشته و موفق به تکمیل آن نشده‏اند.

15- اربعین - شرح اربعین (فارسى)

شرح چهل حدیث است که سى و سه حدیث آن اخلاقى و هفت‏حدیث دیگر اعتقادى است.

فهرست احادیث این کتاب بسیار ارزنده از این قرار است:

جهاد نفس، ریا، عجب، کبر، حسد، حب دنیا، غضب، عصبیت، نفاق، هواى نفس، فطرت، تفکر، توکل، خوف و رجاء، امتحان، صبر، توبه، ذکر خدا، غیبت، اخلاص، شکر، کراهت از مرگ، اصناف طالبان علم، اقسام علم، وسواس، فضیلت علم، عبادت و حضور قلب، لقاءالله، وصیت رسول‏خدا (ص) به حضرت امیر (ع) ، اقسام قلوب، عدم شناخت‏حقیقى خدا و رسول و امام مومن، یقین و حرص و رضا، ولایت‏شرط قبول اعمال، حال مومن نزد خدا، معرفت‏حق و اسماء او، معرفت‏حق و صفات او، طریق معرفت‏حق تعالى و اولى الامر، خداوند آدم را به صورت خود آفرید، خیر و شر، حقیقت توحید.

کتابهاى فقه استدلالى

حضرت امام خمینى (س) مدت سى سال یا بیشتر فقه استدلالى تدریس مى‏کردند و همه این درسها یا قسمت اعظم آنها را نوشته‏ اند و یکى از امتیازات این تالیفات همین است که پس از تدریس و تحقیق کامل، نوشته شده است. بحثهایى را که حضرت امام خمینى نوشته‏ اند، عبارتند از: طهارت و مکاسب محرمه و بیع و خیارات و خلل صلاة، تقیه که همه به زبان عربى است ‏به این شرح:

16- کتاب الطهارة

جلد اول، بحث نجاسات، تاریخ پایان تالیف، 10 ذیحجه 1373 ق. چاپ اول در 272 صفحه در قم و چاپ دوم در 358 صفحه در نجف سال 389 ق.

17- کتاب الطهارة

جلد دوم، بحث ماء ثلاثه. تاریخ پایان تالیف، 22 ربیع‏الاول 1376 ق. چاپ قم در 319 صفحه.

18- کتاب الطهارة

جلد سوم، بحث تیمم. تاریخ پایان تالیف، 11 شعبان 1376. چاپ قم در 235 صفحه.

19- کتاب الطهارة

جلد چهارم کتاب مذکور پیرامون بحث از احکام نجاسات مى‏باشد. این کتاب که آخرین قسمت از مباحث طهارت است تالیف آن در تاریخ 28 ذیقعده 1377 ق. به پایان رسیده و چاپ آن نیز در نجف اشرف به سال 1389 ق. انجام گرفته است. تعداد صفحات این جلد 290 صفحه مى‏باشد.

20- المکاسب المحرمه  

جلد اول، شامل بحث‏هاى الاکتساب، الاعیان النجسه، الاکتساب مما یکون المقصود حراما، الاکتساب بما لا منفعة فیه، الاکتساب بماهو حرام فى نفسه، نقاشى و مجسمه‏سازى، غنا و غیبت و قسمتى از رساله روضة الغناء استادشان حاج شیخ محمدرضا اصفهانى در این جلد نقل شده است.

21- المکاسب المحرمه

جلد دوم، شامل بحث‏هاى قمار، کذب، کمک به ظالم، ولایت از طرف جائر، تکسب به واجبات، جوایز سلطان و خراج و مقاسمه‏اى که سلطان جائر مى‏گیرد.

22- کتاب البیع  

جلد اول، تاریخ تالیف پس از 1380ق. در 457 صفحه در نجف چاپ شده است.

23- کتاب البیع

جلد دوم، در سال 1391 در نجف در 575 صفحه چاپ شده است و بحث ولایت فقیه حضرت امام خمینى که منشا بسیارى از تحولات گشت، در این جلد است.

24- کتاب البیع

جلد سوم، تاریخ پایان تالیف، 11 جمادى‏الاولى 1392 و در همان سالها در 485 صفحه در نجف چاپ شده است و بدین ترتیب این سه جلد، حاصل تدریس حدود دوازده سال حضرت امام مى‏باشد که به قلم خودشان نوشته شده است.

25- کتاب البیع

جلد چهارم، بحث‏ خیارات. تاریخ پایان تالیف، 25 جمادى‏الاول 1394. در 452 صفحه در نجف در همان سال تالیف چاپ شده است.

26- کتاب البیع

جلد پنجم، شامل بقیه بحث‏خیارات و بحث نقد و نسیه و قبض. تاریخ پایان تالیف، 15 جمادى‏الاولى 1396. در 402 صفحه در سال 1397 در نجف چاپ شده است.

27- کتاب الخلل

بحث ‏خلل صلاة است که ظاهرا پس از سال 1397 تا هنگام مراجعت‏ به ایران بحث کرده و نوشته ‏اند. این کتاب در 314 صفحه در قم چاپ شده است. (4)

28- رسالة فى التقیة

رساله‏ اى است ‏شامل مباحث تقیه در 35 صفحه که تاریخ تالیف آن شعبان 1373 ق. مى‏باشد و به ضمیمه رساله‏ هاى اصولى حضرت امام در سال 1385 ق. در قم چاپ شده است.

جالب اینکه بحث معروف "تقیه براى حفظ دین است نه محو دین" در این رساله عنوان شده است.

29- رسالة فى قاعدة من ملک

این رساله در کتاب آثارالحجة (جلد دوم صفحه 45) جز تالیفات حضرت امام یاد شده است.

30- رسالة فى تعیین الفجر فى اللیالى المقمره

این رساله در 32 صفحه رقعى در سال 1367 شمسى از امام خمینى منتشر شده است که در عین اختصار، از تالیفات فقه استدلالى ایشان به شمار مى‏آید.

تالیفات امام در اصول فقه که همه به زبان عربى است، به شرح ذیل است:

31- رساله لا ضرر

قاعده لاضرر با اینکه قاعده‏اى فقهى است اما در کتابهاى اصول در بخش برائت مورد بحث قرار مى‏گیرد و از این رو ما این رساله را از تالیفات اصول فقه به شمار آوردیم. این رساله هنگامى که حضرت امام دوره اول اصول فقه را تدریس مى‏فرمودند، نوشته شده و تاریخ پایان تالیف آن غره جمادى‏الاولى 1368ق. مى‏باشد که در 68 صفحه به ضمیمه چند رساله دیگر با نام "الرسائل" در قم در سال 1385 چاپ شده است.

32- رسالة الاستصحاب

این رساله در دوره اول درس اصولشان نوشته شده و تاریخ پایان تالیف آن، و رمضان 1370 مى‏باشد که در 290 صفحه با همان رسائل در سال 1385 ق. در قم چاپ شده است.

33- رسالة فى التعادل والتراجیح

در دوره اول درس نوشته‏اند و تاریخ پایان تالیف آن، 9 جمادى‏الاولى 1370 و تاریخ پاکنویس آن ماه رمضان 1370 بوده است و در 92 صفحه در همان رسائل در سال 1385 در قم چاپ شده است.

34- رسالة الاجتهاد والتقلید  

چون پایان دوره اول درس اصول فقه حضرت امام 1370 ق. بوده تاریخ پایان تالیف این رساله باید همان سال باشد. در 78 صفحه در همان رسائل در سال 1385ق. در قم چاپ شده است. (5)

35- رسالة فى الطلب والارادة  

این رساله را مى‏توان از رساله‏هاى فلسفى عرفانى شمرد، ولى چون حضرت امام در درس اصول فقه بحثش را مطرح کردند، ما جزو تالیفات اصول فقه ذکر کردیم.

36- تعلیقة على کفایة الاصول

مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى در کتاب الذریعه (جلد 26صفحه 285 چاپ مشهد) حاشیه کفایة‏الاصول آخوند خراسانى تالیف حضرت امام خمینى را یاد مى‏کنند و مى‏فرمایند: "ذکره فى فهرس تصانیفه" و آقاى رازى نوشته ‏اند این حاشیه از بحث قطع تا استصحاب است و در جاى دیگر خوانده‏ ام که تاریخ پایان تالیف 1368 ق. مى‏باشد.

37- رساله در موضع علم اصول

و نیز در برخى نوشته‏ها، کتابى در اصول فقه به این عنوان "رساله در موضوع علم اصول" از تالیفات امام خمینى - قدس سره - شمرده شده است.

38- حضرت آقاى سبحانى که از شاگردان برجسته حضرت امام بوده است ، مى‏گوید:

امام خمینى (س) تقریرات درس مرحوم آیت‏الله العظمى بروجردى را نیز از آغاز مباحث اصول تا حجیت مظنه نوشته ‏اند.

رساله هاى عملیه یا فقه غیراستدلالى

39- تعلیقة على العروة الوثقى (عربى)

حاشیه ‏اى است‏ بر تمام عروة الوثقى مرحوم سیدمحمدکاظم یزدى. تاریخ پایان این تعلیقه 7 جمادى‏الاولى 1375ق. مى‏باشد، چاپ اول آن در 345 صفحه در قم انجام شده است و پس از چندى توسط مطبوعات "دارالفکر" چاپ دوم شده و سپس به ضمیمه خود عروة الوثقى، مکرر به چاپ رسیده است.

40 - تعلیقة على وسیلة النجاة (عربى)

حاشیه ‏اى است ‏بر تمام وسیلة النجاة سیدابوالحسن اصفهانى. تاریخ تالیف آن مشخص نیست.

41- حاشیه توضیح المسائل (فارسى)

حاشیه ‏اى است ‏بر توضیح المسائل آیت ‏الله العظمى بروجردى که در قم در 138 صفحه در سال 1381 پس از رحلت آیت الله بروجردى چاپ شده است.

42- رساله نجاة العباد (فارسى)

این رساله باید سه جلد باشد، نویسنده فقط جلد دوم آن را که از مکاسب محرمه تا طلاق است و در 155 صفحه در قم در حدود سال 1380 به چاپ رسیده، زیارت کرده است. این رساله ظاهرا تالیف خود حضرت امام است و باید درباره قسمتهاى چاپ نشده آن تحقیق شود.

43- حاشیه رساله ارث (فارسى)

مرحوم حاج ملاهاشم خراسانى صاحب کتاب منتخب ‏التواریخ رساله‏ اى در ارث به زبان فارسى نوشته که با حاشیه برخى مراجع تقلید گذشته چاپ سنگى شده است. حضرت امام خمینى حاشیه ‏اى بر این رساله نوشته ‏اند که با اصل رساله در 120 صفحه در قم ظاهرا، پس از رحلت آیت ‏الله العظمى بروجردى، چاپ شده است.

44- مناسک یا دستور حج (فارسى)  

این رساله مکرر چاپ شده و چاپ سوم آن که نویسنده زیارت کرده در 187 صفحه در سال 1384 ق. انجام شده است.

46و45- تحریر الوسیله (عربى)

وسیلة النجاة تالیف مرحوم آیت‏الله العظمى آقاسیدابوالحسن اصفهانى از جهت کثرت با بهاى فقه (نه کثرت فروع) بر عروة الوثقى تالیف سیدمحمد کاظم یزدى برترى دارد یعنى بسیارى از بابهاى فقه مانند مکاسب، طلاق، نذر و . . . در عروة‏الوثقى نیست ولى در "وسیلة‏النجاة "هست. امام خمینى همان طور که قبلا گفته شد بر "وسیلة‏النجاة" حاشیه داشتند و در سال 1384 که در ترکیه تبعید بودند به این فکر افتادند که حاشیه خود را در متن وسیله درج و در ضمن با بهایى را هم که وسیلة‏النجاة، ناقص دارد تتمیم و مسائل مستحدثه را هم به آن بیفزایند. این کار به صورت بسیار خوبى در مدتى که تبعید بودند انجام گرفت و به نام " تحریرالوسیله" در همان سالها، در نجف، در دو جلد (662و647 صفحه) چاپ و سپس مکرر تجدید چاپ شد. (6)

47- زبدة الاحکام (عربى)

رساله مختصرى است که با توجه به تحریرالوسیله حضرت امام خمینى توسط برخى از شاگردان ایشان تنظیم شده و مکرر به چاپ رسیده، یکى از چاپهاى ممتاز آن چاپ سازمان تبلیغات اسلامى در 273 صفحه در سال 1404 ق. انجام شده است. 

48- توضیح المسائل (فارسى)  

در زمان آیت ‏الله العظمى بروجردى احساس شد که رساله عملیه ایشان باید ویرایش شود تا براى عامه مردم باسواد قابل فهم باشد. به این منظور حجت ‏الاسلام والمسلمین حاج شیخ على اصغر کرباسچى، موسس مدرسه علوى در تهران و استاد محترم جناب آقاى على اصغر فقیهى، صاحب تالیفات متعدد با همکارى یکدیگر رساله عملیه آن مرحوم را به صورت بسیار مطلوبى در آوردند و به نام توضیح المسائل نامیده شد. پس از رحلت آیت‏الله بروجردى مراجع تقلید بر این کتاب حاشیه زدند. از جمله حضرت امام حاشیه ‏اى بر این کتاب نوشتند که بعدها توسط برخى از علما، حاشیه ایشان در متن درج و به نام توضیح المسائل امام خمینى مکرر چاپ شده است.

49- ملحقات توضیح المسائل (فارسى)

تحریرالوسیله حضرت امام خمینى مسائل جدید و مستحدثه را هم داشت ولى به زبان عربى بود و چون این مسائل براى فارسى زبانان هم لازم بود، به فارسى ترجمه و به ضمیمه برخى مسائل امر به معروف و نهى از منکر و دفاع که در توضیح المسائل نبود، به نام ملحقات توضیح المسائل و نامهاى دیگر، هم مستقل و هم به ضمیمه توضیح ‏المسائل مکرر چاپ شد.

51و50- استفتائات (فارسى)

یکى از کارهاى بسیار ارزنده، جمع و تنظیم جواب سوالاتى است که از فقها مى‏شده تا براى غیر سوال کننده هم مورد استفاده قرار گیرد. کتابهاى بسیار مهم " جامع ‏الشتاب" میرزاى قمى و سوال و جواب" حجت ‏الاسلام شفتى و "سوال و جواب" سیدمحمد کاظم یزدى. همه از این قبیل است. اخیرا مجموعه سوال و جوابهاى آیت ‏الله العظمى گلپایگانى هم در چند جلد تنظیم و چاپ شده است. برخى از علاقه ‏مندان به امام خمینى - رضوان ‏الله علیه - به فکر افتادند که همین کار را در مورد استفتائات و جوابهاى حضرت امام انجام دهند که قسمتى از آن که گویا مربوط به سالهاى 1360-1362 شمسى است و در دو جلد تنظیم شده. یک جلد آن در 519 صفحه توسط انتشارات جامعه مدرسین قم چاپ شده است.

52- حکومت اسلامى یا "ولایت فقیه" (فارسى)  

این کتاب حاصل درسهاى حضرت امام خمینى راجع به ولایت فقیه است که در کتاب البیع ایشان هم به گونه‏اى مختصرتر آمده است. چاپ سوم این کتاب در 208 صفحه در سال 1391 انجام شده است. و این همان کتابى است که زمینه فکرى تشکیل حکومت اسلامى را در ایران آماده ساخت و دستگاه جبار شاهنشاهى نسبت‏ به آن خیلى حساسیت نشان مى‏داد.

53- کشف الاسرار (فارسى)

مرحوم حاج شیخ مهدى پائین شهرى از علماى بزرگ قم و اتقیا بود. فرزند ناخلف او على اکبر حکمى زاده رساله‏اى به نام "اسرار هزار ساله "نوشت و در 38 صفحه در سال 1322 شمسى منتشر ساخت. موضوع این رساله حمله به مذهب تشیع بود. یعنى حرفهاى فرقه ضاله وهابى را به ضمیمه تبلیغات سؤ علیه روحانیان که آن روزها بازارشان داغ بود، در این رساله آورده بود و در حقیقت رساله‏اى بود در ترویج وهابیت و از طرفى همسو با کسروى و از طرف دیگر با رضاخان که دشمن روحانیان بود.

امام خمینى - رضوان الله علیه - سکوت را روا ندانستند و کتاب کشف الاسرار را در همان تاریخ، در پاسخ آن رساله نوشتند (7) و ضمنا خیانتهاى رضاخان را هم با راحت ‏بیان کردند. کتاب مورد استقبال قرار گرفت و بارها چاپ شد. چاپ اول در سال 1323 شمسى و چاپ سوم آن در سال 1327 شمسى در 334 صفحه توسط کتابفروشى علمیه اسلامیه تهران انجام شده است.

قابل ذکر است که حضرت امام براى تالیف "کشف ‏الاسرار" مدتى درس خود را تعطیل کردند و به نوشتن این کتاب پرداختند و یک بار دیگر به همه این در را آموختند که باید دنبال عمل به تکلیف بود نه اینکه به یک کار مخصوص دل بست.

امام خمینى همیشه حامى حفظ وحدت مسلمانان بودند، اما در عین حال بیان کردن بطلان عقاید وهابیان و خرافاتى را که آنان قائلند، جایز مى‏دانستند و کتاب " کشف ‏الاسرار" در همین راستا بود. در ضمن حضرت امام خمینى بیان مبانى تشیع و استدلال بر حقانیت این مذهب را هم به طورى که اختلاف‏ انگیز نباشد جایز، بلکه لازم مى‏دانستند که نمونه اعلاى آن پیشگفتار وصیتنامه سیاسى ایشان است. (8)

54- رساله در رجال (عربى)

حضرت امام در علم رجال تالیفى ندارند، اما در جلد اول کتاب طهارتشان که قبلا یاد شد، بحثى درباره "محبت‏ خبر اصحاب الاصول والکتب "در 24 صفحه که مى‏توان آن را رساله ‏اى جداگانه داشت و ما این بحث را به عنوان رساله‏ اى مستقل یاد کردیم تا نظر افاضل را به آن جلب و این بعد علمى حضرت امام - رضوان الله علیه - نیز معلوم گردد. در این بحث درباره عبارت معروف: اجمعت العصابة على تصحیح . . . " و درباره فرق اصل و کتاب در اصطلاح قدما تحقیق شده است.

55- دیوان شعر (فارسى)

حضرت امام از آغاز جوانى تا پایان عمر گاهگاهى شعر مى‏سرودند و نمونه ‏هایى از آن در کتابها آمده و یا در حافظه ‏ها هست و بخشى از آنها پس از رحلت ‏حضرت امام به صورتهاى گوناگون چاپ شد. مجموعه اشعار ایشان دیوانى نسبتا بزرگ را تشکیل مى‏دهد ولى قسمتهایى از آن مفقود شده.

56- رساله اى مشتمل بر فوایدى در بعضى مسائل مشکله

این کتاب در بعضى مصادر، یاد شده است و اطلاعى از کم و کیف آن در دست نیست. کتابهایى که تا کنون یاد شد، جز چند مورد آن، به قلم خود حضرت امام خمینى (س) بود; اما چند کتاب هم تقریرات بحثهاى فقه و اصول ایشان است که شاگردان آن بزرگوار آنها را نوشته ‏اند.

58و57- تهذیب الاصول (عربى)

تقریر بحث اصول فقه حضرت امام است; به قلم استاد محترم حاج شیخ جعفر سبحانى که با چهار رساله الاضرر - استصحاب - تعادل و تراجیح و اجتهاد و تقلید) که به قلم خود امام است، دوره کامل فقه مى‏باشد. (9)

59- رساله فى قاعدة لا ضرر یا نیل الاوطار

تقریر بحث امام است ‏به قلم آقاى سبحانى، تاریخ پایان تالیف 1375 ق. و تاریخ پاکنویس آن 1380ق. این رساله ضمیمه تهذیب الاصول چاپ شده است.

60- رساله فى الاجتهاد والتقلید (عربى)

تقریر بحث امام است ‏به قلم آقاى سبحانى، تاریخ پایان تالیف 1370ق. که تاریخ پایان دوره اول درس اصول فقه امام است و تاریخ تجدید نظر در این رساله 1377ق. که تاریخ پایان دوره دوم درس اصول فقه امام است و تاریخ پاکنویس آن 1382ق. مى‏باشد. این رساله هم به ضمیمه تهذیب ‏الاصول چاپ شده.

61- لب الاثر یا رساله فى الطلب والاراده والجبر والتفویض. (عربى)

تقریرات بحث امام است ‏به قلم آقاى سبحانى. تاریخ پایان تالیف 1371ق. و تاریخ پاکنویس 1373ق. و عکس نسخه خطى آن در 57 صفحه در کتابخانه موسسه در راه حق قم موجود است. همان طور که توجه دارید سه بحث اخیر یعنى قاعده لاضرر و اجتهاد و تقلید و طلب و اراده را هم خود امام نوشته‏ اند و هم جناب آقاى سبحانى و شاید تفاوت چندانى نداشته باشند.

62- کتاب البیع (عربى)

تقریر قسمتى از بحث‏ بیع حضرت امام است ‏به قلم استاد محترم جناب آقاى قدیرى که اخیرا وزارت ارشاد آن را چاپ کرده است. البته همین قسمت‏ به قلم خود امام هم نوشته شده که قبلا یاد گشت.

82تا63- صحیفه نور (فارسى)

اعلامیه ها و گفتارها و حکمها و سخنرانیها و مصاحبه ‏هاى حضرت امام از سال 1341 شمسى تا سال آخر عمر شریفشان به صورتهاى گوناگون و سلیقه ‏هاى مختلف جمع ‏آورى و تنظیم و نشر شده است (10) که شاید معتبرترین و جامعترین آنها کتاب شریف صحیفه نور باشد.

این کتاب حدود بیست جلد است و شامل رهنمودهاى حضرت امام از سال 1341ش. تا آخر عمرشان یعنى 1368ش. مى‏باشد. در آغاز این کتاب نوشته ‏اى از سال 1363ق. که مربوط به حدود بیست‏ سال قبل از نهضت پانزدهم خرداد است آمده که بسیار جالب توجه است.

83- وصیتنامه سیاسى الهى (فارسى)  

آخرین تالیف حضرت امام خمینى است که پس از رحلت آن بزرگوار در اختیار امت اسلامى قرار گرفت و نویسنده فکر مى‏کند این نسخه الهى به دلیل توجه خاص ملت ما به آن، پر تیراژترین کتاب در تاریخ چاپ ایران باشد زیرا تاکنون که هنوز سالگرد درگذشت آن بزرگوار نرسیده است، شاید بیش از یک میلیون نسخه از آن چاپ شده باشد.

84- ره عشق

نامه عرفانى حضرت امام خمینى مورخ 1404ق. از انتشارات موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى.

85- باده عشق

نامه عرفانى دیگرى است از انتشارات سروش

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٠ساعت۱٠:۱۱ ‎ق.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
نهضت امام خمینی(ره)زمینه ساز ظهور دولت حضرت مهدی(عج)

نهضت امام خمینی ، زمینه ساز ظهور دولت حضرت مهدی
نویسنده : عرفان محمود - مجله الحیاه الطیبه
مترجم : حجت الاسلام رحمت الله خالقی

آنچه نزد همه فرقه‏هاى اسلامى قطعى و مسلم است اینکه احادیث‏شریف زیادى از سید رسولان حضرت محمد (ص) روایت‏شده که تصریح مى‏کند مهدى موعود از اهل بیت پیامبر (ص) به طور حتم و قطع در آخر زمان ظهور خواهد کرد تا زمین را پر از عدل و داد کند بعد از آنکه با جور و ستم پر شده باشد. (1) حتى افراد زیادى از دانشمندان اهل سنت از مذاهب گوناگون آن، به متواتر بودن این احادیث تصریح کرده‏اند و بعضى از آنها در اثبات تواتر این اخبار بررسیهاى علمى نموده و کتابهایى نیز تالیف کرده‏اند: (2) از این رو، دانشمندان مذاهب چهارگانه اهل سنت فتوا داده‏اند که کسى که ظهور حضرت مهدى موعود را انکار کند باید کشته شود، یا اینکه به شدت تادیب شود تا از راى خود برگردد... (3)

از نظر شیعیان اهل بیت، متواتر بودن این اخبار امرى قطعى و اعتقاد به حتمى بودن ظهور مهدى موعود از ضروریات مذهب است که نمى‏توان آنها را انکار کرد و جزئى از اصول دین است که اعتقاد به آنها از روى دلیل و یقین واجب است زیرا بنابر عقیده مذهب اهل بیت، امامت از اصول دین است و اعتقاد به مهدى موعود به جهت اینکه از جانشینان و اوصیاى رسول خدا است، از ضروریات اعتقاد به امامت مى‏باشد که دلایل زیادى از آیات قرآن و احادیث صحیح نبوى و همچنین براهین عقلى بر آن اقامه کرده‏اند. (4)

همگانى بودن عقیده به وجود نجاتبخش جهان

از بارزترین اعتقادات مشترک ادیان مختلف آسمانى ظهور مصلح موعود در آخر زمان است که همه ادیان به ظهور او بشارت داده‏اند، گرچه در تعریف و تعیین هویت او اختلاف دارند. همچنین بررسى متون ادیان آسمانى درباره مصلح موعود ثابت مى‏کند که او همان مهدى و همان فردى است که اهل بیت پیامبر (ص) به آن عقیده دارند (5) حتى اعتقاد به حتمى بودن ظهور موعود نجاتبخش جهان، در مکاتیب مادى نیز وجود دارد; پس عقیده به ظهور چنین موعودى بیش از هر عقیده دیگرى افکار عمومى بشر را به سوى خود جلب کرده است. (6)

روایات حرکت زمینه سازان در مدارک مشترک

با مراجعه به روایاتى که درباره مهدى موعود نقل شده است، در مى‏یابیم که یکى از نقاط روشن اشتراک بین اخبارى که اهل سنت و اهل بیت نقل کرده‏اند، وجود یک حرکت انقلابى زمینه ساز براى ظهور مهدى موعود مى‏باشد، حرکتى که از ایران به راه خواهد افتاد. چنین اتفاق نظرى، بى آنکه مخالفى داشته باشد، خود دلیل روشنى است‏بر صحت اخبار و دست کم صحت مضمون مشترک بین آنها.

در اینجا نمونه‏هایى از این احادیث‏شریفه را از مدارکى که در نزد شیعه و سنى معتبرند، نقل مى‏کنیم:

1- ابن ماجه، ترمذى و بیهقى در کتاب سنن خود، طبرانى در معجم وسیط، قرطبى در تذکره خود، ابن کثیر در فتن خود، هیثمى در مجمع الزوائد، سیوطى در حاوى، ابن‏حجر در قول المختصر و در الصواعق المحرقه، متقى هندى در کنزالعمال و در البرهان فى علامات مهدى آخرالزمان. و... از رسول خدا (ص) روایت کرده‏اند که فرمود: "مردمى از مشرق خروج مى‏کنند و زمینه حکومت مهدى را فراهم مى‏آورند." با توجه به لحن اخبار و متون قدیم چنین اثبات مى‏شود که مشرق به ایران امروزى گفته مى‏شود. همچنین در روایات دیگر تصریح شده است که چنین مردمى اهل خراسان، یا قم یا طالقان مى‏باشد. و همه اینها به ایران امروزى اشاره دارد، البته با ذکر نام مهمترین مناطق آباد و شهرهاى متمدن ایران آن روز. (7)

2- ابو داود و نسائى کتاب سنن خود و ابن‏المنادى در ملاحم، قرطبى در تذکره خود، ابن کثیر در فتن خود و حمیدى در الجمع بین الصحیحین و بسیارى دیگر با سند صحیح از امام على (ع) از رسول خدا (ص) نقل کرده‏اند که فرمود: "مردى از ماوراء النهر قیام مى‏کند که به او حارث ابن حراث مى‏گویند و در پیشاپیش او مردى است که به او منصور گفته مى‏شود و زمینه را براى آل محمد فراهم مى‏سازد، همان طور که قریش زمینه را براى رسول خدا (ص) فراهم نمود و یارى او بر هر مومنى واجب است، (یا فرمود: اجابت و پاسخ مثبت‏به او بر هر مومنى واجب است) . (8) نامهایى که در روایت فوق، به آن اشاره شده است، رمزى مى‏باشد، همان‏طور که در بسیارى از اخبار ملاحم نیز چنین است و مراد از آن یا فرد خبیر است، یا کسى که عمل مفید دارد، یعنى کارش به نتیجه مى‏رسد.

3- خطیب بغدادى و دیلمى از ابن عباس و ابوهریره روایت کرده‏اند که هنگامى که پرچمهاى سیاه به اهتزاز درآمدند، به قوم فارس احترام کنید; زیرا دولت‏شما با آنها است (9) . در اینجا تعبیر" دولتکم" به دولت مهدوى اسلامى اشاره دارد. 4- ابن حماد ، ابن ابى شیبه، ابن ماجه، عقیلى و هیثم ابن کلیب در مسند صحابه، ابن المنادى و حاکم در مستدرک خود، دانى در سنن خود، ابن حبان و ابو نعیم و ابن طلحة الکنجى شافعى و مقدسى و ابن‏قیم در المنارالمنیف، ذهبى در میزان الاعتدلال، ابن کثیر در فتن، سیوطى در الحاوى و خصائص و جمع الجوامع والدرالمنثور، ابن حجر در صواعق و متقى هندى در البرهان و کنزالعمال و شوکانى در التوضیح، و... از ابن مسعود روایت کرده‏اند که به حضور رسول خدا (ص) رسیدیم آن حضرت در حالى به نزد ما تشریف‏فرما شدند. که آثار خوشحالى در چهره‏اش نمایان بود، به طورى که هر سوالى مى‏کردیم جواب مى‏داد و حتى اگر سوال نمى‏کردیم خود ایشان شروع به صحبت مى‏کردند، تا اینکه گروهى از جوانان بنى‏هاشم که حسن و حسین (ع) نیز در میان آنها بودند از آنجا گذشتند، رسول خدا (ص) با دیدن آنها حسن و حسین را به آغوش کشید و چشمانش پر از اشک شد; گفتیم:اى رسول خدا (ص) چه چیزى باعث ناراحتى شما شد که ما را نیز ناراحت نمود. فرمود: ما اهل بیتى هستیم که خداوند براى ما آخرت را بر دنیا برگزید و بعد از من اهل بیت من با سرگردانى و آوارگى روبه رو خواهند شد، تا آنکه گروهى با پرچمهاى سیاه از مشرق قیام مى‏کنند و حق را طلب مى‏کنند، ولى به آنها داده نمى‏شود سپس بار دیگر حق را طلب مى‏کنند و در راه آن نبرد مى‏کنند و پیروز مى‏شوند; پس هر کدام از شما و یا نسل آینده شما آنها را درک کرد باید به امام اهل بیت من بپیوندد حتى اگر با سینه‏خیز رفتن روى برف باشد; زیرا آنها پرچمهاى هدایت را به دست مردى از اهل بیت مى‏دهند... که او زمین را با عدل و داد پر مى‏کند، همان گونه که با جور و ظلم پر شده است (10) . این روایت، اشاره دارد به اینکه به حرکت درآمدن پرچمها، قبل از ظهور حضرت مهدى مى‏باشد و پرچمها با نام او به حرکت درمى‏آیند و مردم را به سوى او فرا مى‏خوانند. البته در تعدادى از احادیثى که حافظان اهل سنت آنها را از حضرت على (ع) و از برخى از امامان دیگر روایت کرده‏اند مضمون این اخبار نقل شده است همچنین از پیروان و شیعیان آنها نیز مضمون این اخبار نقل شده که در ذیل نمونه‏هایى از آن را ذکر مى‏کنیم.

5- نعمانى در کتاب الغیبة به سند خود از امام باقر (ع) روایت کرده‏است که فرمود: گویا گروهى را مى‏بینم که از مشرق قیام کرده‏اند و حق را طلب مى‏کنند که به آنها داده نمى‏شود و دوباره طلب مى‏کنند باز هم به آنها داده نمى‏شود وقتى وضع را چنین دیدند اسلحه به دست گرفته و نبرد مى‏کنند و دشمنانشان به خواسته‏هاى آنها تن مى‏دهند، ولى آنها قبول نمى‏کنند تا اینکه خودشان به حکومت‏برسند و دولت تشکیل دهند و آن حکومت را به کسى مگر به صاحب شما (یعنى امام زمان (عج‏» واگذار نمى‏کنند و کشته‏هاى آنها شهیدند. بدانید که اگر من آن زمان را در ک مى‏کردم خود را در خدمت و اختیار رهبر آنها قرار مى‏دادم. (11)

6- از امام صادق (ع) روایت‏شده است که فرمود: به زودى کوفه از مومنان خالى مى‏شود و همان‏طور که مار در لانه خود به دور خود مى‏پیچد و نهان مى‏شود و قدرت تحرک ندارد، علم و دانش نیز در گوشه‏اى پنهان و محدود مى‏شود. (یعنى در کوفه علم و دانش منتشر نمى‏شود و اگر هم وجود داشته باشد، درگوشه‏اى بى اثر مخفى مى‏شود) . پس از آن علم در شهر دیگرى که به آن قم گفته مى‏شود، ظاهر مى‏شود و معدن فضل و علم مى‏گردد، به طورى که در روى زمین کسى که مستضعف در دین باشد و یا دین را نفهمد، باقى نمى‏ماند; حتى زنهایى که در حجله‏ها و پشت پرده‏ها هستند; و این زمان ظهور قائم ما خواهد بود و خدا قم و اهل آن را جانشینان حضرت حجت قرار مى‏دهد و اگر چنین نباشد زمین اهل خود را فرومى‏برد و در زمین حجتى باقى نمى‏ماند و علم از آنجا به سایر کشورها و شهرها در شرق و غرب سرازیر مى‏شود و حجت‏خدا بر مردم کامل مى‏شود، به طورى که کسى در زمین نمى‏ماند که دین و علم به او نرسیده باشد، پس از آن حضرت قائم (عج) ظهور مى‏کند و سبب انتقام خدا و عذاب او بر چنین بندگان مى‏شود; زیرا خدا از بندگان انتقام نمى‏کشد مگر بعد از آنکه آنها حجت‏خدا را انکار کنند. (12)

مسلما انتقام از ستمگران نیز گرفته خواهد شد; زیرا حجت‏بر آنها تمام شده آنها حجت‏خدا را انکار کرده‏اند و براى غیر ستمگران ظهور حضرت مهدى (عج) رحمت است.

7- از امام کاظم (ع) روایت‏شده است که فرمود: مردى از اهل قم، مردم را به سوى حق فرا مى‏خواند و همراهان او مانند آهن و پولاد آبدیده هستند که تند بادها آنها را نمى‏لرزاند و از جنگ خسته نمى‏شوند و نمى‏ترسند و به خدا توکل مى‏کنند و عاقبت از آن تقواپیشگان است. (13)

8- ابن حماد و ... از حافظان اهل سنت از امام على (ع) روایت کرده‏اند که فرمود: پرچمهاى سیاه ظاهر مى‏شوند (یعنى مردمى با پرچمهاى سیاه قیام مى‏کنند) و لشکریان سفیانى شکست‏خورده و فرار مى‏کنند در آن هنگام مردم جهان مهدى را آرزو و طلب مى‏کنند. (14)

9- سید ابن طاوس در اقبال از ملاحم بطائنى در حدیثى از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: مادامى که براى فرزندان فلانى حکومت و سلطنت است، امت محمد (ص) هرگز روى آسایش نخواهد دید، مگر اینکه حکومت آنها منقرض گردد. وقتى حکومت آنها منقرض شد، خداوند براى فرج و آسایش امت محمد (ص) فرج مردى از ما را مى‏رساند که مردم را به تقوا راهنمایى مى‏کند و به هدایت رفتار مى‏کند و در حکومت‏خود رشوه نمى‏گیرد; به خدا قسم من او را به نام و نام پدرش مى‏شناسم; پس از آن مردى که نیرومند و قوى است و کمر باریک و داراى خال در پیشانى و گونه‏ها است، براى برپایى عدالت قیام مى‏کند و او نگهبان هر چیزى است که پیش او به ودیعه گذاشته شده است و زمین را با عدالت پر مى‏کند، همان طور که ستمگران و گناهکاران آن را با جور و ستم پر کرده بودند. (15)

زمینه سازان ظهور حضرت مهدى (عج) و نهضت امام خمینى (ره) و احادیث مربوط به آن روایاتى که بر وقوع یک حرکت زمینه ساز براى انقلاب بزرگ مهدى دلالت دارند، صفاتى را ذکر مى‏کنند که این صفات به روشنى بر نهضت امام خمینى تطبیق مى‏کند:

1- به راه افتادن این قیام از ایران

این حرکت از ایران (مشرق زمین) آغاز مى‏شود. ایران سرزمینى است که در آن برف مى‏بارد، در حالى که باریدن برف در جزیرة‏العرب متداول نیست. انقلاب اسلامى ایران نیز در ماه بهمن به پیروزى رسید. بهمن در زبان فارسى به معناى توده انبوه برفى است که در کوهها جمع مى‏شود و به سوى دره‏ها و دشتها سقوط مى‏کند; همچنین به ذرات ریز برف که در هوا معلقند و گاهى باعث‏به وجود آمدن کولاک مى‏شود، بهمن مى‏گویند. (16) از آن سبب این ماه را بهمن نامیده‏اند که موسم ریزش برف در ایران است; جمله "فاتوها و لوحبوا على الثلج; به آن نهضت‏بپیوندید حتى اگر با سینه خیز رفتن روى برف باشد" در این روایات دلیل روشنى است‏بر اینکه شروع این حرکت از ایران مى‏باشد; افزون بر احادیث‏شریفى که بر شروع این حرکت از ایران دلالت دارد، پیروزى انقلاب اسلامى در دهه دوم ماه بهمن که فصل ریزش برف سنگین در ایران است و به کار بردن این جمله "حبوا على الثلج" به همراه کلمه مشرق در روایات به روشنى به مکان شروع این حرکت اشاره دارد.

2- نسب رهبران حرکت

همان گونه که از نص احادیث‏شریفه‏اى که نمونه‏هایى از آن ذکر شد، و روایاتى که از کتب اهل سنت نقل شده است، (خصوصا روایتهاى سوم و هفتم) روشن مى‏شود که قیام کنندگان این حرکت، گروهى از شیعیان اهل بیت هستند و رهبر این حرکت (که زمینه را براى آل محمد فراهم مى‏کند) مردى از اهل بیت است، (چنانکه در حدیث دوازدهم آمده بود) . این صفت‏به خوبى با نهضت امام خمینى (ره) که از جهت راه و روش و نسب به اهل بیت نسبت دارد تطبیق مى‏کند.

3- مشخصات رهبر حرکت

با توجه به آنچه گفته شد، رهبر این حرکت مردى از قم است که مردم را به سوى حق فرامى‏خواند، به تقوا راهنمایى مى‏کند، رفتار هدایت‏شده دارد و در حکومت‏خود رشوه نمى‏گیرد و این مشخصات به روشنى با امام خمینى (ره) قابل تطبیق است.

4- سیماى زمینه‏سازان حرکت

با توجه به مجموعه احادیث‏شریفى که در این باره ذکر شد، بر پا کنندگان این نهضت در طلب حق و پیشمرگ شدن براى برقرارى و پایدارى آن اصرار بسیار دارند و به جهت توکل کامل به خداى تبارک و تعالى و داشتن تقوا، شایسته مقامى شده‏اند که آینده وعاقبت‏براى آنان است; بنابراین به پیروزى نهایى مى‏رسند. همان طور که دیدیم یکى از آشکارترین مواردى که نهضت امام خمینى را از سایر نهضتها جدا مى‏کند، همان زنده کردن روح عرفانى جهاد در جامعه بود که در مسیر انقلاب هزاران بار خود را به نمایش گذاشت، از جمله چهره فداکارانه و شهادت‏طلبانه‏اى که یاران امام با الهام از حادثه کربلا در حوادث گوناگون انقلاب، چه قبل از پیروزى انقلاب و چه بعد از آن، به ویژه در طى هشت‏سال دفاع مقدس، آن را ترسیم کردند.

بنابراین، مشخصات رهبر و یاران و حامیان این حرکت، بر امام خمینى و یاران او انطباق‏پذیر است.

اما آنچه که درباره ویژگیهاى مرد خراسانى که با پرچم سیاه قیام مى‏کند... وارد شده، به رهبران این نهضت‏بعد از رهبر بزرگ آن که مرد قمى است، و به حرکتهاى آنها که در مراحل بعدى این انقلاب انجام مى‏دهند، مربوط مى‏شود و تکرار جمله طلب حق (یطلبون الحق) در احادیث‏شریفى که از روند و گسترش این حرکت زمینه ساز خبر مى‏دهند، به آن اشاره دارد و روشن ست‏حرکتى که مى‏خواهد زمینه را براى انقلاب بزرگ جهانى، مثل انقلاب مهدوى فراهم کند، نیاز به فرصتى دارد تا با این هدف بسیار بزرگ متناسب باشد; بنابراین هنگامى که ما مى‏گوییم نهضت امام خمینى زمینه ساز انقلاب بزرگ مهدوى است، مقصود این است که این نهضت در ادامه و در مراحل گوناگون خود و با تلاش رهبران و حامیان خود، (یعنى کسانى که شاهد شروع این نهضت‏به دست امام خمینى (ره) بوده‏اند) و یا نسلهاى آینده و رهبران آنها زمینه ظهور امام مهدى (عج) را فراهم خواهند کرد.

5- پایان یافتن استضعاف آیین اهل بیت (ع)

آنچه که از احادیث‏شریفه استفاده مى‏شود، این است که این حرکت همراه با تحرک علمى است که راه و رسم اهل بیت را به سوى یک حرکت جهادى تبلیغ مى‏کند و این امر نه تنها طبیعى است‏بلکه براى انقلاب بزرگ جهانى که داراى پایه و هدفهاى اعتقادى است، ضرورت دارد. انقلابى که از راه و روش اهل بیت‏سرچشمه گرفته است; زیرا (طبق حدیثى که ذکر شد) رسول خدا تصریح کرده که مهدى (عج) از آنها است و ظهور او (قبل از او ظهور زمینه‏سازان ظهور او) به استضعاف اهل بیت و راه و رسم آنها پایان مى‏بخشد. همان طور که در احادیث‏به آن اشاره شده است، شروع این حرکت پس از انتقال مرکز نشر علوم اهل بیت از کوفه به شهر قم در ایران خواهد بود. پس شهر قم مرکز نشر و پخش این علوم به همه کره خاکى خواهد شد و این همان چیزى است که با آغاز نهضت امام خمینى (ره) و همزمان با آن تحقق یافته است.

حوزه علمیه قم که به وسیله حاج شیخ عبدالکریم حائرى (استاد امام خمینى (ره‏» و با کمک گروهى از علما، از جمله امام خمینى (ره) (که مرحوم حاج شیخ حائرى را براى اقامت در قم و تاسیس حوزه علمیه در آن شهر تشویق کردند) تاسیس شد. بعد از او، یعنى در زمان مرحوم آقاى بروجردى که امام خمینى مهمترین نقش را در راضى نمودن ایشان به مهاجرت از شهر بروجرد به شهر قم و پذیرش سرپرستى حوزه علمیه آن به عهده داشت (17) ، فعالیت‏حوزه قم گسترش یافت. با پیروزى انقلاب اسلامى، حوزه قم بزرگترین حوزه علوم اهل بیت (ع) در جهان گردید، به ویژه پس از آنکه نقش حوزه نجف به جهت محدودیتهاى ایجاد شده توسط رژیم عراق محدود و کمتر شد; زیرا بسیارى از علما نجف را ترک کردند و از فعالیت و تحرک باقى ماندگان نیز کاسته شد و بدینسان آنچه که اخبار شریفه (خصوصا حدیث نهم خبر داده بودند، در عمل به حقیقت پیوست. و چنانکه امام صادق (ع) تصریح مى‏فرماید: این تحول - انتقال مرکز علوم آل محمد به قم نزدیک قیام قائم ما، یعنى امام‏مهدى (عج) به وجود مى‏آید، به طورى که در آن زمان قم معدن علم و فضل مى‏شود در روى زمین حتى یک نفر مستضعف در دین باقى نمى‏ماند - زیرا به سبب انتشار علوم آل محمد به همه دنیا مردم دین را مى‏شناسند - و به این ترتیب آیین اسلام از رهگذر حوزه علمیه قم به همه جهانیان خواهد رسید; به گونه‏اى که تاریخ حوزه‏هاى علوم اهل بیت تاکنون شاهد حضور این همه دانش پژوه و دانشجو، مانند حضور امروزه طلاب در حوزه قم نبوده که از اطراف دنیاى اسلام براى فراگیرى علوم آل محمد در این حوزه حضور یافته‏اند. همچنین وجود مدارس دینى براى بانوان در حوزه علمیه قم که تاریخ هرگز شاهد آن نبوده است و این در تاریخ فرهنگ دینى بانوان، آن هم در سطح عالى پدیده‏اى نوظهور و منحصر به فرد است که در حدیث مزبور نیز به آن اشاره شده است: "حتى المخدرات فى‏الحجال; حتى زنها در پشت پرده‏ها و حجله‏ها از علوم آل محمد بهره‏مند مى‏شوند".

زمینه‏سازان و نبرد با سفیانى

در این قسمت‏به سه نکته، در ارتباط این بحث اشاره مى‏کنیم:

اولا، این حرکت در چهار چوب عمومى خود پیش از نهضت امام خمینى شروع شد و در اثر گذاریها و اثرپذیریهاى خود و در بعضى جریاناتى که در احادیث‏شریفه به آن اشاره شده است، بعد از رحلت امام خمینى نیز ادامه خواهد داشت. از این رو، حوادثى که در روایات ذکر شده، ولى هنوز واقع نشده‏اند، نمى‏توانند اساسا مانع تطبیق این حرکت‏بر نهضت امام خمینى باشد; زیرا این نهضت نسبت‏به نهضتهاى آغازین که پیش از نهضت امام بوده‏اند، از گسترش زیادى برخوردار است و زمینه پیش آمدن مراحل بعدى این حرکت را مشکل مى‏سازد; مانند خروج پرچمهاى سیاه و پایان یافتن فتنه سفیانى و...و جریاناتى که بعد از امام خمینى به ظهور بعضى از رهبران این حرکت مربوط مى‏شود.

بنابراین تطبیق احادیث‏شریفه بر نهضت امام خمینى از باب اطلاق اسم بر آشکارترین نشانه‏هاى شئ است; مانند اطلاق اسم نماز که به معناى دعا است‏بر عبادت معروف، از این جهت که دعا از بارزترین اجزاى نماز است.

ثانیا، اینکه گفته شود اگر چه این احادیث‏بر نهضت امام خمینى تطبیق مى‏کند، ولى احتمال دارد که بر گروه دیگرى نیز منطبق شود و در واقع آنها زمینه‏سازان برقرارى دولت‏حضرت مهدى (عج) باشند، آنچه مسلم است اینکه نمى‏توان از یک مصداق مشاهده شده و ملموس این احادیث صرف نظر کرد و به مصداقى که احتمال بروز آن در آینده مى‏رود، توجه کرد.

این احادیث‏شریفه، بسیارى از حوادث جزئى را به عنوان نشانه‏هاى ظهور مهدى موعود (عج) ذکر کرده‏اند، بنابراین چگونه ممکن است که از ذکر حادثه بزرگى، مانند نهضت امام خمینى (ره) که تاریخ نظیر آن را ندیده است، غفلت کنند؟

آنچه بررسى دقیق این احادیث ما را به آن رهبرى مى‏کند، این است که تمام آنچه در احادیث آمده است‏با همه ابعاد و ریشه‏هایش بر نهضت امام خمینى قابل انطباق است.

براى اثبات این حقیقت، تعدادى بررسى روایى صورت گرفته و منتشر شده است; مانند بررسى که شیخ مهدى فتلاوى با عنوان دولة الموطئین للمهدى (عج) در کتاب الاخبارلاهل السنة به چاپ رسیده است; همچنین بررسى شیخ على کورانى که با عنوان " الممهدون" به چاپ رسیده است و نیز بررسى شیخ محمدى رى شهرى که به زبان و با عنوان "زمینه سازان انقلاب جهانى مهدى (عج) " چاپ شده است، یا تحقیقى که على اکبر ذاکرى با عنوان "انقلاب اسلامى ایران در آیات و روایات" انجام داده و به چاپ رسیده است.

زمینه سازى براى انقلاب مهدى در سخنان امام خمینى (ره)

دیدگاه رهبر بزرگ این نهضت، حضرت امام خمینى در بیان نقش نهضت‏خود، به لحاظ شخصیت والاى آن و شناختى که معظم‏له به خط سیر انقلابى آن را رهبرى کرده و اهداف استراتژیک آن را بیان نموده، از اهمیت ویژه‏اى برخوردار است واقعیت نیز تاثیر شدید افکار او را در تعیین مسیر حرکت، حتى بعد از رحلت او (رض) ثابت کرده است و هر کس که روش امام خمینى را بررسى کند به خوبى مى‏داند که ایشان در به کارگیرى کلمات و واژه‏ها و اوصاف در جایگاه واقعى خود دقت مى‏کردند و به طور کامل از مبالغه گویى و بیان نظراتى که به حقیقت واقعى و قطعى تکیه ندارد دورى مى‏کردند.

جمهورى اسلامى و توجه امام مهدى (عج)

امام خمینى در بسیارى از سخنان خود، حکومت اسلامى را که خود او آن را به وجود آورده است، چنین توصیف مى‏کند که این حکومت، حکومت امام مهدى (عج) است و او حافظ این دولت است. در اینجا به یک سخن از امام که به روشنى به نقش زمینه‏سازى این نهضت تصریح دارد اشاره مى‏کنیم:

" این نهضت مقدس براى انقلاب بزرگ مهدى موعود است". این سخن علاوه بر داشتن تصریح به این موضوع، از آخرین سخنان امام قبل از رحلت ایشان است; از این جهت این سخن از پختگى کامل براى بیان نقش نهضت امام و مسیر حرکت آینده برخوردار است.

انقلاب اسلامى ایران طلایه‏دار انقلاب حضرت مهدى (عج)

امام در بخشهایى از سخنان خود که به مناسبت ولادت مهدى منتظر (عج) در تاریخ چهارده شعبان 1408 (دو ماه و نیم پیش از رحلت‏خود) ایراد کرده‏اند، مى‏فرمایند:

سلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمه شعبان و آخرین ذخیره امامت (بقیة الله ارواحنا فداه) و یگانه دادگستر ابدى و بزرگ پرچمدار رهایى انسان از قیود ظلم و ستم استکبار، سلام بر او، سلام بر منتظران واقعى او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک مى‏کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز مى‏شوند.

و سلام بر ملت‏بزرگ ایران که با فداکارى و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار مى‏کنند...

مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت (ارواحنا فداه) است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهاد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار داد... باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولى این به آن معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است منصرف کند. (18)

با توجه به سخنان امام خمینى و تصریح ایشان بر نقش زمینه ساز این نهضت‏براى انقلاب بزرگ مهدى، به چند نکته اشاره مى‏شود:

1- نهضت امام خمینى آغازگر انقلاب بزرگ اسلامى است‏که دلالت دارد بر استمرار اثرگذاریها و انتشار افکار آن و رشد و گسترش آن در جهان اسلام تا زمانى که امام مهدى (عج) ظهور نماید. البته واقعیت‏سیاسى معاصر جهان نیز این حقیقت را تایید مى‏کند; زیرا جهان شاهد انتشار و رشد افکار امام خمینى در کشورهاى مختلف اسلامى است که به بیدارى عمومى جهان اسلام که خواهان اجراى احکام اسلام هستند انجامیده است.

2- انقلاب امام خمینى جدا از انقلاب بزرگ مهدوى نیست، بلکه بخشى از آن است و همان هدفهاى استراتژیک آن را در باره برپایى حکومت جهانى اسلام دنبال مى‏کند; پس پرچم یکى است که خود امام مهدى (عج) آن را بر دوش مى‏کشد.

آنچه که این نهضت را از دایره افراد و مصادیق پرچمهایى که قبل از ظهور مهدى (عج) برداشته مى‏شوند، (قیامهایى که قبل از ظهور او (عج) به وجود مى‏آیند) خارج مى‏کند و بعضى از احادیث‏شریفه با صراحت دلالت دارند که پرچمداران این پرچمها طاغوتند (و چنین قیام کنندگانى با طاغوت بیعت کرده‏اند و به فرمان او جنگ مى‏کنند)، مقصود آن حرکتهاى انقلابى است که مستقل و جدا از حرکت مهدوى باشد و در راهى که خود امام مهدى (عج) آن را ترسیم کرده است، حرکت نکند، یعنى بر پایه تمسک به ولایت امام زمان (عج) استوار نباشد و براى زمینه سازى ظهور آن بزرگوار تلاش و فعالیت نکند.

تصدیق این احادیث‏شریفه توسط خط سیر انقلاب امام خمینى (ره)

3- قیام امام خمینى به طور عملى زمینه‏ساز انقلاب بزرگ مهدوى است این مساله را با توجه به متناسب بودن دستاوردهاى این انقلاب، با هدفهاى انقلاب امام مهدى (عج) استدلال مى‏کنیم و این استدلال نقش مهمى در اثبات صحت این احادیث دارد با توجه به اینکه احادیث از سرچشمه‏هاى وحى صادر شده است، حتى اگر سندهاى آنها مورد خدشه باشد; آنچه که نهضت امام خمینى به وجود آورده، با آنچه این اخبار از آن خبر داده تطبیق مى‏کند. هر چند این اخبار بیش از هزار سال پیش از وقوع این نهضت صادر شده است، یعنى در زمانى که اوضاع آن روز طورى نبوده که حتى اشاره‏اى بر آنچه که این احادیث از آن خبر مى‏دهند، (مثل نقش ایران در زمینه‏سازى براى ظهور امام مهدى موعود (عج‏» وجود داشته باشد و این ثابت مى‏کند که آنچه از اخبار وارد شده، اخبارى غیبى است که صدور آن جز از سرچشمه وحى، یا از کسى که از اخبار غیبى آگاه است، ممکن نیست.

هدفهاى انقلاب مهدى (عج) و دستاوردهاى انقلاب امام خمینى

در ابتدا باید هدفهاى انقلاب مهدوى و آنچه را که خدا با دست ولى خود (عج) انجام خواهد داد، بشناسیم; سپس چیزهایى را که نهضت امام خمینى به‏وجود آورده و اثرگذاریهایى که در صحنه عمل داشته است و ارتباط آنها با اهداف انقلاب مهدوى و تناسبى که بین آنها وجود دارد را بشناسیم تا میزان صحت این سخن که نهضت امام خمینى زمینه ساز ظهور حضرت مهدى (عج) است، شناخته شود.

آنچه که خداوند تبارک و تعالى به دست مهدى موعود (عج) به وجود خواهد آورد، از اخبار غیبى است که در آینده محقق خواهد شد; بنابراین، راه شناخت آنها در رجوع به سرچشمه‏هاى وحى و تدبر در آیات کریمه و احادیث صحیح نبوى به ویژه روایاتى که مورد اتفاق همه فرق اسلامى است و به دست آوردن اهداف عمومى انقلاب بزرگ مهدوى مى‏باشد. اما آنچه که به قسمت دوم قضیه برمى‏گردد، اینکه نهضت امام خمینى یک حرکت معاصر است و مى‏توان دستاوردهاى سازنده آن را با تامل و دقت در دگرگونیها و تغییراتى که در همه جهان به وجود آورده درک کرد، به طورى که ارزشهاى اسلامى را زنده کرد و آثارى در جهان اسلام و غیر آن به جا گذاشت و آثارى نیز از ادامه اثر گذاریهاى محسوس آن انتظار مى‏رود.

اهداف انقلاب مهدوى در نصوص و متون دینى

در قرآن کریم و احادیث‏شریفه‏اى که مورد اتفاق همه مسلمانان است هدفهاى عمده‏اى براى انقلاب بزرگ مهدوى بیان شده است که به اختصار ذکر مى‏کنیم.

1- شمارى از آیات قرآن، بر برترى وغلبه اسلام بر همه ادیان و آشکار شدن خورشید اسلام تصریح دارند; مانند آیه‏هاى 32 و 33 از سوره توبه و آیه‏هاى 8 و 9 از سوره صف. احادیث‏شریفى که از اهل سنت و شیعه نقل شده‏اند و نیز مفسران شیعه و سنى اتفاق نظر دارند به اینکه این هدف که تحقق آن حتمى است (چون اراده خدا به آن تعلق گرفته) تنها در زمان مهدى منتظر (عج) برآورده خواهد شد. (19)

2- پایان دادن به برگشت از دین حق و پیروى و دوستى مسلمانان از یهود و نصارا; که قرآن در آیه‏هاى 51- 54 سوره مائده از آن خبر داده است; همچنین علامه طباطبایى در تفسیر ترجمه شده قیم خود"المیزان" با بیان مفصلى استدلال مى‏کند که این حوادث در عصر مهدى موعود (عج) جریان مى‏یابد. (20)

3- پایان دادن به ستم و جور و برپا کردن حکومت عدل اسلامى در سراسر جهان; به‏طورى که آیاتى از قرآن و احادیث‏شریفى که بر صحت آنها اتفاق نظر وجود دارد بر این امر تصریح کرده‏اند.

4- نابود کردن شرک و پاک نمودن زمین از آن به طور کامل و نشر توحید محض وعبادت حقه براى خداوند تبارک و تعالى; همان‏طور که از آیه 55 سوره نور و آیه 56 سوره ذاریات و... استفاده مى‏شود; (21) همچنین برپا کردن جامعه توحیدى شایسته که تنها خدا را عبادت کنند و به او شرک نورزند ونماز را به پا دارند و زکات را بپردازند و امر به معروف و نهى از منکر کنند.

5- واگذارى حاکمیت زمین به بندگان شایسته خدا و کسانى که در زمین به جهت وابستگى خود به دین توحیدى، ضعیف نگه داشته شده‏اند; شمارى از آیات کریمه قرآن; مانند آیه 55 سوره نور و آیه‏5 سوره قصص و 105سوره انبیا به این امر اشاره دارد.

آنچه گفته شد، بنا به استناد آیات کریمه و احادیث صحیح نبوى، از اهداف عمومى انقلاب بزرگ مهدوى هستند.

زنده کردن نقش اسلام در عصر کنونى

از بارزترین دستاوردهاى نهضت امام خمینى که همه تحلیلگران با دیدگاههاى گوناگون خود بر آن اتفاق نظر دارند، عبارت است از:

زنده کردن نقش اسلام در دنیا، به ویژه در جهان اسلام و تشکیل دولتى بر پایه اسلام که با تعهد و پایبندى به ارزشهاى اسلامى به نیازهاى عصر کنونى پاسخ داد و به طور عملى ادعاهاى غرب و غرب‏گرایان را باطل و نابود کرد; آنها تلاش براى تشکیل حکومت اسلامى در عصر کنونى را بى فایده مى‏دانستند; زیرا از نظر آنها اسلام در بهترین شرایط خود; یعنى چهارده قرن پیش فقط روش حکومتى خوبى بوده است; اما امروزه توان اداره کردن حکومت را ندارد و نمى‏تواند به نیازهاى این عصر و تحولات اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و نظامى آن پاسخگو باشد. پس بهتر این است که اسلام از مسائل سیاسى، اقتصادى، اجتماعى و نظامى دور بماند و در حد مسائل اعتقادى صرف و کارهاى شخصى افراد محصور بماند! !

این افکار در اوایل قرن گذشته، حتى در میان مسلمانان نفوذ کرده بود و این نظر که آیا ممکن است اسلام در همه شئون اجرا شود، یا اصولا چنین چیزى فایده‏اى دارد، یا خیر؟ تنها در حد یک فرضیه مطرح مى‏شد و چیزى که هرگز تصور نمى‏شد شروع این حرکت و به پیروزى رسیدن انقلاب اسلامى جهانى بود که براى غلبه کردن اسلام بر همه ادیان دیگر و بر پا کردن حکومت جهانى که بر همه دنیا حکومت کند، توفیق یابد و افکار موثر خود را نیز در جهان اسلام باقى بگذارد.

اثبات امکان تشکیل دولت نوین اسلامى

نهضت امام خمینى در عمل امکان برپایى حکومت عدل اسلامى را که با عصر حاضر هماهنگ باشد و بتواند به نیازهاى آن پاسخ دهد، ثابت کرد و آن افکار و ادعاهاى احمقانه غرب را درباره اسلام رد کرد و یاس و ناامیدى که در نتیجه آن به وجود آمده بود، برطرف کرد.

بهترین دلیل موفقیت انقلاب ایران، همگانى بودن درخواست مردمى و عمومى - و نه فقط در میان گروهى محدود از دانشمندان دینى یا تیز هوشان امت اسلام - نسبت‏به برپایى حکومت اسلامى در سرزمینهاى اسلامى است و این واقعیت آشکارى است که پیروزى نهضت امام خمینى و موفقیت آن در برقرارى حکومت اسلامى در ایران را به وجود آورده است و این خود زمینه‏ساز انقلاب جهانى مهدى است پیامش برپایى حکومت اسلامى در همه جهان مى‏باشد.

آینده‏نگرى و ایجاد آگاهى عمومى نسبت‏به اسلام

انقلاب امام خمینى (ره) با موفقیت عملى خود در ایجاد خواست عمومى براى شناختن اسلام، حتى در میان غیر مسلمانها زمینه را براى این هدف از اهداف انقلاب جهانى مهدى (عج) فراهم آورد.

این حرکت گسترش پیدا کرد و در میان افکار بشرى خارج از دایره جهان اسلام نفوذ کرد و با استقبال عمومى غرب براى پذیرش اسلام رو به رو شد. بتدریج این فکر که تنها اسلام مى‏تواند مشکلات نفس‏گیرى که حلقوم بشریت امروز را مى‏فشارد، حل کند رواج پیدا کرد; حتى شمارى از شخصیتهاى دینى مسیحى، تصریح مى‏کنند که خداوند شخصیتها و یاران نهضت امام خمینى را برانگیخت تا ارزشهاى دینى را زنده کنند و جهان را از فسادى که در آن دست و پا مى‏زند نجات دهند.

اصولا موفقیت نهضت امام خمینى در تشکیل دولت اسلامى، یک حالت‏بیدارى در ملتهاى غیر اسلامى براى شناخت این تمدن نوین به وجود آورد، تمدن نوینى که قدرتهاى بزرگ را به مبارزه مى‏طلبید و تلاش همگانى آنها را براى شکست این نهضت در طول هشت‏سال جنگ و... با شکست روبه رو کرد و توانست نمونه‏اى از استقلال کامل را به جهان عرضه کند و این حالت‏بیدارى و آینده‏نگرى به جهت‏شعار دفاع از مظلومان و کوبیدن ستمگران در ذهن ملتهاى مستضعف رسوخ کرده است.

عرضه کردن اسلام به عنوان تمدن نوین براى جوامع بشرى

دعوت عملى اسلام، به عنوان تمدن نوینى که مى‏تواند مشکلات بشرى را حل کند، با دعوتهاى تبلیغى همراه شد; از جمله مى‏توان به نامه مشهور امام خمینى که آن را براى آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروى میخائیل گورباچف فرستاد، اشاره کرد که در آن نامه او را به تحلیل و بررسى اسلام و شناخت راههاى نورانى و صاف و هدفهاى عالى آن دعوت نمود و تصریح کرد که جمهورى اسلامى در ایفاى نقش خود، مثل پایه استوار و براى پشتیبانى از حرکتهاى آزادیبخش اسلامى و غیر اسلامى ثابت قدم است. و این خود زمینه‏سازى براى اهداف انقلاب مهدوى در جهان است، تا چه رسد به جهان اسلام.

نبرد با وابستگیها و برانگیختن روح همبستگى اسلامى

یکى دیگر از دستاوردهاى نهضت امام خمینى، تعهد شدید و تاکید زیاد بر روش اسلامى است که مستقل باشد و شکلهاى گوناگون وابستگى به بیگانگان و غرب و غرب‏گرایى و یهود و نصارا را نفى کند و با هرگونه وابستگى مبارزه کند به مسلمانان خطرات آن را بشناساند. این نهضت، از اینکه توانسته است دولتى مستقل و آزاد تشکیل دهد و برخواست‏یاران آنها چیره شود، این احساس را براى مسلمانان به وجود آورد که از نسبت دادن خود به اسلام احساس غرور و افتخار کنند. و این توفیق اثر روشنى در زمینه سازى براى انقلاب بزرگ مهدوى دارد که همه اشکال وابستگیها را به یهود و نصارا قطع مى‏کند و نقش رهبرى مسلمانان را براى نجات بشریت‏به آنها برمى‏گرداند که: "خیر امت اخرجت للناس"... عزت اسلامى را بر پایه استقلال واقعى به آنها برمى‏گرداند.

برانگیختن روح فداکارى

از دستاوردهاى دیگر نهضت امام خمینى، زنده کردن روح فداکارى و راههاى جهاد شهادت طلبانه که از نهضت امام حسین (ع) الهام گرفته است. این روحیه قدرت اثرگذارى خود را - چه قبل از پیروزى انقلاب، چه بعد از آن - در مبارزه‏هاى بسیار سختى که دولتهاى استکبار جهانى با اتحاد وسیع خود بر ضد آن انجام داده‏اند، نشان داده و همواره عناصر داخلى و خارجى آنها را با شکست روبه‏رو کرده‏است.

روشن است که زنده شدن این روحیه عامل بسیار مهمى در زمینه سازى انقلاب مهدوى دارد که همانا نابودى ستم و شرک و آزادى مستضعفان و پایان دادن به حاکمیت مستکبران و ستمگران مى‏باشد و این ماموریت دشوارى است که موفقیت در آن بدون چنین روحیه جهادى استوار ممکن نیست، به ویژه آنکه میدان مبارزه‏اى که در آن خواهد جنگید، بسیار گسترده است.

گسترش احساس مظلومیت‏حق

یکى از موفقیتهاى بزرگى که نهضت امام خمینى داشت، گسترش احساس عمومى نسبت‏به مظلوم بودن راه حق است، راهى که سیدالشهداء آن را ترسیم کرد، و کاشتن چنین احساسى در وجدان مسلمانان و ترویج فرهنگ عاشورا و اهتمام به برپایى مراسم عزادارى امام حسین (ع) و مجسم کردن پیروزى حقیقى امام حسین (ع) و بیزارى جستن از دشمنان او موفقیت‏بزرگى است. که از مهمترین سرچشمه‏هاى حرکت انقلابى شخصیتهاى نهضت و از پایه‏هاى آن و بارزترین عوامل پیروزى انقلاب بود. همان‏گونه که آشکار است، این موفقیت گام مهم دیگرى در زمینه سازى انقلاب بزرگ امام مهدى است; زیرا انقلاب او از خونخواهى براى مظلومیت‏حق که سیدالشهداء تجسم آن است و مجازات انحراف اموى به عنوان سمبل باطل و ستم در همه ابعاد و اشکال آن در هر زمان و سرزمین و به عنوان روشنترین مصداق تاریخ که براى برگشت از دین حق مى‏شناسد، شروع مى‏شود.

عمومى کردن عرفان اصیل توحیدى

زنده کردن افکار توحیدى و عرفانى محض که از سنت رسول خدا (ص) و ائمه عترت (ع) الهام گرفته شده است، از دستاوردهاى دیگر نهضت امام خمینى است که این افکار (عرفانى) را از چهار چوب فکرى که به گروهى خاص محدود مى‏شد، خارج نمود و به درون اجتماعات عمومى مردم آورد، تا در زندگى مردم و رفتارهاى عملى آنها اثر داشته باشد. و این موفقیت در هزاران شکل قهرمانانه در طى هشت‏سال جنگ تحمیلى و نیز زمان پیش از آن و بعد از آن جلوه‏گر شد; جنگى که گرانقدرترین ارزشهاى توحید محض را و اینکه تنها باید به خدا توکل کرد و فقط از او باید ترس داشت، نه غیر او و بندگى حقیقى تنها براى خدا است مجسم نمود.

از آنجا که یکى از اهداف انقلاب مهدى، نابود کردن شرک و بسط و گسترش توحید خالص و بر پاکردن جامعه توحیدى شایسته و با اخلاص در عبادت خدایى که واحد است و شریک ندارد مى‏باشد; آشکار است که این امر در زمینه‏سازى انقلاب مهدوى ضرورتى حیاتى دارد. این نهضت، ماکتى از جامعه مهدوى را در جبهه‏هاى دفاع ازاین جامعه شایسته و جهادگر در راه خدا براى جهانیان به نمایش گذاشت، جامعه‏اى که در دفاع از حق از ملامت هیچ ملامتگرى نمى‏هراسد و به امر به معروف و نهى از منکر مى‏پردازد و نماز را اقامه و زکات را مى‏پردازد.

عرضه کردن اسلام ناب محمدى

از مهمترین و آشکارترین دستاوردهاى نهضت امام خمینى زنده کردن اسلام ناب محمدى و زدودن غبار تحریف و جمود و تحجر و هر چیزى که موجب غربت اسلام شده بود مى‏باشد; همان‏طور که اسلام در ابتداى پیدایش خود، غربت را از اسلام زدود و آن را به صورت ناب و نجاتبخش جهانیان از هر گونه بندگیهاى پوچ و به همان صورت خالصى که رسول خدا (ص) آورده بود، عرضه کرد.

همچنین خط امامت معصوم که حافظ اسلام اصیل و نمایانگر راه اهل بیت (ع) است و همان اسلام نابى است که مهدى موعود ترسیم مى‏کند و پرچم آن را به دوش مى‏کشد و حکومت جهانى اسلام را بر اساس آن برپا مى‏کند، شناساند و مسلما زنده کردن این راه اصیل، تاثیر بسیار زیادى در زمینه‏سازى انقلاب بزرگ مهدوى دارد که براى برپایى حاکمیت عادلانه و عمومى و جهانى این دین حق و بر اساس روش اهل بیت‏شروع خواهد شد.

به وجود آوردن حالت انتظار براى ظهور مهدى موعود (عج)

امام خمینى (رض) به عنوان مرجع دینى اسلامى که جانشین مهدى منتظر (عج) در زمان غیبت و عدم امکان رجوع علنى به آن حضرت (عج) مى‏باشد، نهضت‏خود را رهبرى کرد و رهبرى چنین نهضت گسترده‏اى زمینه سازى براى انقلاب مهدوى به حساب مى‏آید; زیرا هویت مصلح بزرگ را بر جهان اسلام و همه کره خاکى معرفى مى‏کند و آثار این امر را در زیادشدن پرسشها در میان مسلمانان و غیر مسلمانان از هویت مهدى منتظر (عج) و تلاش براى شناختن او و انتظار ظهور او و آغاز انقلاب او بعد از دیدن دستاوردهاى انقلاب نایبش مى‏بینم. همچنین احادیث‏شریفه‏اى که بعد از خبر دادن از حرکت زمینه سازان، به این امر اشاره مى‏کنند: "فعند ذلک یتمنى الناس المهدى و یطلبونه "در آن هنگام مردم مهدى را آرزو و طلب مى‏کنند و نیز در نمونه یازدهم از احادیث گذشته وارد شده بود.

پی نوشت ها :

1- رجوع کنید به مجلد اول و دوم کتاب "معجم احادیث الامام المهدى (عج) "، در این کتاب احادیث زیادى نقل شده که در کتابهاى معتبر فرق اسلامى آمده است.

2- مانند کتاب"التوضیح فى تواتر ماجاء فى المنتظر و الرجال المسیح" تالیف شوکانى.

3- متقى هندى مولف کتاب کنزالمعمال در کتاب "البرهان على علامات مهدى آخر الزمان" فتواهاى چهار نفر از علما اسلامى معاصر خود را که عبارتند از ابن حجر الهیثمى شافعى و احمدابى اسروربن الصبا الحنفى و شیخ محمد خطابى المالکى و الشیخ یحیى بن محمد حنبلى، نقل کرده است که این علما به سبب کثرت روایات، در فتواهاى خود تصریح کرده‏اند که زدن و ادب نمودن و اهانت‏به منکر آن حضرت واجب است‏به مذهب حق برگردد، و گرنه خونش هدر است.

البرهان على علامات مهدى آخر الزمان: ص 187- 183.

4- رجوع شود به کتابهاى الغدیر تالیف علامه امینى و احقاق الحق و ملحقات آن تالیف سید مرعشى نجفى و غیره...

5- رجوع شود به کتاب بشارات عهدین که به فارسى چاپ شده است، تالیف شیخ محمد الصادقى و مقالات عرفان محمود، در شماره 19، مجله الفکر الاسلامى .

6- رجوع شود به کتاب مهدى منتظر فى الفکر الاسلامى، انتشارات مرکز الرساله: 8 و همچنین مقدمه کتاب بحث‏حول المهدى تالیف آیت الله شهید سید محمد باقر صدر.

7- رجوع شود به تفصیلات مصادر کتاب معجم احادیث امام مهدى، جلد 1، ص 387.

8- معجم احادیث امام مهدى، جلد 1، ص 394 به بعد.

9- همان منبع، ص 393.

10- همان منبع، ص 381- 386.

11- کتاب الغیب للنعمانى، باب 14، حدیث 5، ص‏273.

12- بحارالانوار ج‏60 ص 213، سفینة البحار، ج‏2، ص 455. منتخب الاثر ص 443.

13- سفینة‏البحار، ص 446.

14- معجم احادیث الامام المهدى، ج‏3، ص 77.

15- اقبال الاعمال، ص 599- 600 و اثبات المهداة ج 3، ص 581- 582.

16- فرهنگ عمید، ج 2.

17- در رابطه با آنچه مربوط مى‏شود به این مطلب مراجعه شود به عنوان مثال به کتاب "پا به پاى آفتاب" که شامل مصاحبه با تعدادى از شاگردان یاران و نزدیکان امام است.

18- صحیفه نور، ج 21، ص 107- 108، چاپ اول.

19- رجوع شود به تفسیر فخر رازى، ج 16، ص 40 و تفسیر الدرالمنثور، السیوطى، ج 24، ص 176 و تفسیر طبرى، ج‏14، ص 215 و تفسیر قرطبى، ج‏8، ص‏121 و مجمع‏البیان، الطبرسى، ج‏5، ص 35.

20- تفسیر المیزان، ج‏5، ص 366- 400.

21- رجوع شود به تاریخ غیبت کبرا، سید محمد صدر، ص 254.

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٠ساعت۱٠:٠٥ ‎ق.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
امام خمینی(ره) از دیدگاه اندیشمندان خارجی

امام خمینی (ره) از نگاه اندیشمندان خارجی

رئیس جوامع اسلامى اسپانیا:
امام خمینى سبب حیات دوباره اسلام شدرئیس فدارسیون جوامع اسلامى اسپانیا با ستایش از شخصیت امام خمینى، از ایشان به عنوان عامل حیات دوباره اسلام در قرن حاضر یاد کرد.

دکتر «فرانسیسکو اسکودرو بداته‏»، رئیس فدراسیون جوامع اسلامى اسپانیا، در گفت و گو با ایرنا در مادرید گفت: چهره حیات بخش امام خمینى در جهان اسلام امرى غیر قابل اغماض مى‏باشد و ایشان یکى از بزرگترین شخصیتهاى قرن حاضر محسوب مى‏شوند.

وى افزود: انقلاب اسلامى ایران به رهبرى امام خمینى سبب بروز تحولات و دگرگونیهاى عظیم در جهان اسلام شد و وى چهره جدیدى از اسلام را ارائه کرد.

دکتر «بداته‏» یادآور شد: انقلاب ایران درس مبارزه علیه بى عدالتى و مقابله با حکومتهاى دیکتاتورى و غیر انسانى را آموخت.

رئیس فدراسیون جوامع اسلامى اسپانیا با اشاره به اینکه امام خمینى با اتکاى به سلاح ایمان به خداوند یکتا در مبارزه با رژیم پرقدرت شاه در ایران، انقلاب اسلامى را به پیروزى رساند، گفت: زندگى ایشان الگوى مناسبى براى همه مسلمانان است.

دکتر «بداته‏» مى‏افزاید: دشمنان اسلام و مسلمانان با استفاده از رسانه‏هاى ارتباطى و تبلیغاتى بر پیکر مسلمانان ضربه مى‏زنند و با انتشار اخبار نادرست و کذب و با بهره‏گیرى از حربه‏هاى نظامى و اقتصادى، کشورهاى اسلامى و مسلمانان را مورد حمله قرار مى‏دهند.

وى گفت: جهان اسلام در کنار سلاح ایمان، نیازمند سرمایه‏گذارى براى ایجاد یک تشکل خبرى و تبلیغاتى متحد است.

رئیس فدارسیون جوامع اسلامى اسپانیا فقدان اتحاد و همبستگى میان کشورهاى اسلامى و مسلمانان را عمده‏ترین عامل جدایى دانست و افزود: دنیاى اسلام به اتحاد سیاسى و اقتصادى نیز نیازمند مى‏باشد.

دکتر «فرانسیسکو اسکودرو بداته‏» در میان مسلمانان اسپانیا به نام «عبدالسلام منصور» شناخته می ‏شود.

در حال حاضر بین 450 تا 500 هزار مسلمان در اسپانیا زندگى مى‏کنند و 300 مسجد و یکصد مجمع اسلامى ثبت‏شده در وزارت دادگسترى در این کشور وجود دارد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى ، 5/7/78

***

رئیس جامعه مسلمانان اسپانیا:
امام خمینى عامل بیدارى مسلمانان بودرئیس جامعه مسلمانان اسپانیا با تجلیل از شخصیت‏حضرت امام خمینى، از ایشان به عنوان عامل بیدارى مسلمانان در جهان اسلام یاد کرد.

«ریاج تاتارى‏» در گفت و گو با ایرنا در مادرید افزود: امام خمینى که شخصیتى ممتاز و برجسته در جهان اسلام شناخته مى‏شود، موفق شد یک انقلاب مهم اسلامى را در ایران به پیروزى برساند.

وى گفت: پیروزى انقلاب اسلامى در ایران یک حرکت‏بسیار مهم و با اهمیت‏براى جهان اسلام به حساب مى‏آید و سبب افتخار مسلمانان است.

رئیس جامعه مسلمانان اسپانیا با تمجید از مواضع و سیاستهاى رئیس جمهورى اسلامى ایران در قبال مسائل جهان گفت: تداوم این اقدامات براى آینده ایران و جهان اسلام بسیار ارزنده و مفید خواهد بود.

وى عدم همبستگى و اتحاد میان مسلمانان را یکى از عمده‏ترین مشکلات در دنیاى کنونى اسلام ذکر کرد و افزود: جهان اسلام و مسلمانان در حال گذراندن یک دوره بسیار حساس و دشوار مى‏باشند و نیازمند حرکت‏به سوى اتحاد و انسجام هستند.

وى سازماندهى تبلیغات براى مقابله با توطئه‏هاى دشمنان اسلام را در جهان اسلام ضرورى خواند و خواستار بهره‏گیرى سودمند از این ابزار جهت موفقیت مسلمانان شد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى،6/7/78.

***

یک شخصیت عراقى: نام امام خمینى با بیدارى اسلامى درهم آمیخته است‏دبیرکل اتحادیه اسلامى ترکمنهاى عراق از نقش امام خمینى (ره) در بیدارى مسلمانان جهان ستایش کرد.

عباس البیاتى درمصاحبه با خبرگزارى جمهورى اسلامى گفت: نام بنیانگذار جمهورى اسلامى با بیدارى اسلامى درهم آمیخته، به طورى که نام هر یک از آنها مکمل دیگرى شده است.

وى با اشاره به خواست جوامع اسلامى براى پیشرفت و تحول گفت: بعضى از این جوامع در این زمینه از روشهاى غربى الگو گرفتند که با ارزشهاى اسلامى مغایرت داشت، اما امام خمینى الگویى را بوجود آورد که توانست ارزشهاى اسلامى را با دستاوردهاى عصر کنونى سازگار سازد.

البیاتى با اشاره به اینکه على رغم گذشت دو دهه از انقلاب اسلامى، هنوز ابعاد مختلف زندگى امام خمینى ناشناخته باقى مانده است، گفت: زندگى امام خمینى کتابى است که صفحات کمى از آن ورق خورده است.

وى تاکید کرد: این کتاب براى فراگیرى اصول انقلاب و ارزشهاى والاى انسانى باید همواره در اختیار مردم جهان و نسلهاى آینده باشد.

وى با اشاره به حمایت همه جانبه امام خمینى از مستضعفان جهان، بویژه آرمان فلسطین گفت: امام راحل چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامى، همواره از آرمان فلسطین حمایت مى‏کرد.

وى تاکید کرد: آرمان فلسطین از اصول ثابت انقلاب اسلامى است و مردم فلسطین نیز جمهورى اسلامى ایران را پشتیبانى قوى براى خود مى‏دانند.

البیاتى تاکید کرد: مردم فلسطین به دلیل حمایت جمهورى اسلامى ایران، همچنان به مبارزه خود علیه صهیونیستهاى اشغالگر ادامه مى‏دهند و فرزندان امام خمینى در جنوب لبنان همچنان صهیونیستها و مزدوران آنان را تعقیب مى‏کنند و این منطقه را به جهنمى براى آنان تبدیل کرده‏اند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 10/7/78

***

مفتى سارایوو:
امام خمینى مسلمانان جهان را به هویت اصلى‏شان بازگرداندمفتى شهر سارایوو، مرکز بوسنى هرزگوین، گفت: امام خمینى (ره) توانست‏با انقلاب اسلامى در ایران مسلمانان جهان را به اسلام و هویت اصلى شان بازگرداند.

«حسین افندى اسمائیچ‏» در گفت و گو با خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى در سارایوو با بیان این مطلب افزود: انقلاب اسلامى ایران در زمانى به رهبرى امام خمینى (ره) شکل گرفت که مسلمانان در اقصى نقاط دنیا، با غفلت، از اسلام فاصله گرفته بودند و این انقلاب آنان را بیدار کرد.

مفتى سارایوو گفت: آنچه امام خمینى (ره) در ایران انجام داد، در قرن فعلى بى‏نظیر بود و این کار بزرگ مى‏تواند پیام و سرمشقى براى کسانى باشد که خواستار دین اسلام هستند.

وى در پایان با اشاره به اینکه دشمنان مى‏کوشند با رواج فرهنگ مبتذل خود، مسلمانان را از اسلام دور کنند، گفت: اسلام بهترین راه حل مسائل دنیاى امروز و فرداست، زیرا دینى است که به همه نیازهاى جامعه بشرى پاسخ گفته است.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 5/7/78

***

یک مقام فلسطینى: امام خمینى کرامت و عزت را به مسلمانان بازگرداند.

احمد جبرئیل، دبیر کل جبهه خلق براى آزادى فلسطین، فرماندهى کل، گفت: امام خمینى (ره) با انقلاب اسلامى خود، روحیه انقلابى را به اسلام و عزت و کرامت را به مسلمانان بازگرداند.

جبرئیل در مصاحبه با خبرگزارى جمهورى اسلامى گفت: بنیانگذار جمهورى اسلامى، اسلام را از انزوا نجات داد. دیدگاه مرتجعانه نسبت‏به این دین مبین را که دشمنان در طول صدها سال ارائه کرده بودند، از میان برد و مقوله دین افیون ملتها را منسوخ کرد و اسلام را در سطح بین المللى به عنوان یک نیاز انسانى در زمینه‏هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، مادى و معنوى، مطرح کرد.

وى تاکید کرد: امام خمینى (ره) توانست جهان اسلام را از خواب بیدار کرده، به مسلمانان حیات جدیدى ببخشد.

وى افزود: امام راحل ثابت کرد که اسلام قادر است ملتهاى مستضعف و محروم را آزاد کرده، آنان را در برابر کشورهاى استکبارى و طغیانگر به حرکت درآورد.

احمد جبرئیل تصریح کرد، امام خمینى نشان داد که اسلام در دوران کنونى یک عنصر اصلى در تحرک و مقابله مردمى با حکومتهاى ستمگر و فاسد است.

وى افزود: مسلمانان با الهام از انقلاب اسلامى و براى احقاق حق خود، در مناطق مختلف جهان، علیه حکومتهاى ستمگر شوریدند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 12/7/78

***

مفتى قزاقستان:
امام خمینى به همه جهانیان تعلق داشت‏مفتى دینى قزاقستان با تجلیل از شخصیت والاى امام خمینى (ره) گفت: ایشان نه به ایران و دنیاى اسلام، بلکه به کلیه جهان تعلق داشت.

«ردبیک قاژى نیسان باى اولى‏» در گفت و گویى با خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى با اشاره به فقدان امام خمینى (ره) اظهار داشت: وقتى عالمى مى‏میرد، در واقع جهانى مرده است.

وى افزود: من آثارى از امام خمینى (ره) رامطالعه و آن را بسیار بالا ارزیابى کرده‏ام. به همین دلیل هم در کتاب خودم با نام «ان الدین عندالله اسلام‏»، بارها به فرمایشات ایشان استناد کرده‏ام.

مفتى قزاقستان، امام خمینى (ره) را یک چهره برجسته دینى و سیاسى جهان دانست و گفت: دنیا به نیک از وى یاد کرده و خواهد کرد; زیرا او را نه تنها دنیاى اسلام، بلکه تمام جهان مى‏شناسند. من نیز به عنوان یک انسان و روحانى دینى براى او ارزش و احترام فوق العاده قائلم.

وى یادآور شد: مؤمنان مانند قطعات یک ساختمان هستند که همدیگر را نگه مى‏دارند و امام خمینى یک چهره برجسته سیاسى مذهبى تاریخ بود که براى وحدت مسلمانان بسیار کوشید.

مفتى قزاقستان یادآور شد، دنیا امام خمینى (ره) را مى‏شناسند و پیام وى به گورباچف که فرمود کمونیست را باید در موزه دید، همچنان در گوشها طنین انداز است. او مبارزه با دین را شکست‏خورده دانست و اکنون نظاره‏گر عمق پیام او هستیم.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى،7/7/78

***

یک اندیشمند تاجیک:
امام خمینى معادلات رایج غرب را درهم ریخت‏یک اندیشمند مسلمان تاجیکى گفت: امام خمینى (ره) روش نوینى در نگرش به پدیده‏هاى جهان مطرح کرد.

دکتر محمد تاجیک گفت: قبل از انقلاب اسلامى رویکرد اندیشمندان ما براى تعریف کلمات ظریفى همچون آزادى، اخلاق و ورود به عرصه سیاست، به سوى مکاتب فکرى سوسیالیسم و لیبرالیسم سوق مى‏کرد.

دکتر تاجیک افزود: امام خمینى (س) معادلات رایج غربى را بر هم ریخت و با استفاده از کلمات رقیق و لطیف منحصر به فرد، واژه‏هاى دور از ذهن را تعریف کرد و براى بیان ایده‏ها، آرزوها و حرفهاى ملتش، از فرهنگ ویژه خویش استفاده کرد.

این اندیشمند تاکید کرد: امام با تعریف جدید از مقوله قدرت و تکیه بر چهره اخلاقى آن، موفق شد نیروهاى مردمى را جذب کند و با این تعریف جدید، حکومت پهلوى را زیر سؤال ببرد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 18/7/78

***

یک نویسنده روس:
امام خمینى همواره بر پیوند انسان و خدا تاکید مى‏کرددبیر فدارسیون روسیه گفت: امام خمینى (ره) برخلاف رهبران سیاسى قرن حاضر که هر یک داراى استعدادى خاص در یکى از زمینه‏هاى اقتصادى، سیاسى، علمى، فرهنگى، دینى یا حقوقى بودند، توانایى سازماندهى امور در همه حوزه‏ها را داشت.

پروفسور «میخاییل لمشف‏» افزود: امام خمینى (ره) سیاست را بخش لاینفک دین مى‏دانست و با اراده دینى و الهى علیه ستمگران بپاخاست.

وى گفت: امام راحل در تمامى سطوح حیات اجتماعى و سیاسى جامعه، اسلام را به عنوان عامل تعیین کننده در تحولات انقلابى و حمایت کننده ارزشهاى انسانى مطرح کرد.

وى بااشاره به اینکه امام کوشش فراوانى داشت تا از مدلهاى بیگانه دورى گزیند، افزود: امام همواره بر پیوند گسست ناپذیر انسان و خدا تاکید مى‏ورزید. او جوانان را به عنوان منبع انرژى عقل و احساسات به اسلام راستین پیوند داد و آنان را از انحراف نجات بخشید.

«میخاییل لمشف‏» گفت: از بعد بین‏المللى، اندیشه امام سراسر جهان اسلام را در برگرفت و با امریکا و اسرائیل به عنوان معضلات گریبانگیر جهان اسلام به مبارزه برخاست و ثابت کرد که انقلاب اسلامى با انقلابهاى مادى روسیه و فرانسه متفاوت است.

وى تاکید کرد: امام خمینى (ره) با پیروى از تعالیم و ارزشهاى جاودانه اسلامى، برابرى تمام انسانها را بدون وابستگى به موقعیت اجتماعى‏شان در نظر گرفت و صلح و برابرى و رفاه مردم را هدف خود ساخت.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 18/7/18

***

مفتى کرواسى:
امام خمینى بزرگترین اصلاح‏گر قرن بودمفتى کرواسى از امام خمینى (ره) به عنوان بزرگترین اصلاح‏گر قرن اخیر در جهان اسلام و حتى جوامع آزادیخواه یاد کرد.

«شفکو عمر بشیچ‏» در گفت و گو با خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى در سارایوو گفت: امام خمینى (ره) در دنیاى اسلام و در کل جهان از احترام والایى برخوردار هستند و اندیشه و تفکر ایشان، نه تنها باعث‏بیدارى پیروان دین اسلام شد، بلکه پیروان سایر ادیان را به تفکر در مورد نقش ارزنده دین در جامعه واداشت.

وى افزود: انقلاب امام خمینى (ره) در زمانى از تاریخ به وقوع پیوست که تفکر عدم کارایى دین در جامعه حاکم بود، اما انقلاب اسلامى ایران خط بطلان بر آن کشید و کارآمدتر از گذشته مى‏شود.

مفتى کرواسى در پایان اظهار داشت: با گذشت چند سال از رحلت امام خمینى(ره)، ما شاهد هستیم که افکار و اندیشه‏هاى ایشان در جهان طرفداران فراوانى دارد و باید همه ادیان الهى، قدردان بزرگترین اصلاح‏گر قرن بیستم، یعنى امام خمینى (ره) باشند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 11/7/78

***

مفتى اعظم مسلمانان روسیه: اندیشه‏هاى امام خمینى بزرگترین تحول را در جهان اسلام بوجود آورد.

راویل عین الدین، مفتى اعظم مسلمانان روسیه و امام جمعه مسکو گفت: تفکرات و اندیشه‏هاى امام خمینى (ره) بزرگترین تحول را در جهان اسلام بوجود آورده است. امام با افکار و اندیشه‏هاى خود به ما هشدار داد که هر نظامى بدون اتکا به معنویت، محکوم به فنا است.

راویل عین الدین در گفت و گو با خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى، از امام خمینى‏«ره‏» با عنوان فقیهى بزرگ یاد کرد که تمام زندگى خود را وقف عظمت و اعتلاى اسلام کرد.

به گفته امام جمعه مسکو، نام، آثار و افکار امام براى مسلمانان جهان و از جمله مسلمانان روسیه الهام بخش بوده و همچنان در طول تاریخ راهگشاى مسلمانان خواهد بود. وى با تاکید بر تدوین آثار امام گفت: هر قدر از آثار ایشان منتشر شود، باز هم نمى‏توانند ترجمان خدمت آن فقیه بزرگ به عالم اسلام و مسلمانان جهان باشد.

مفتى اعظم روسیه، امام خمینى «ره‏» را منادى آزادى و رهایى مسلمانان از قید استکبار دانست که تمام مسلمانان را در مسیر اسلام واقعى رهنمون گردید.

وى گفت: با قیام امام، بتهاى استکبار و غرب‏گرایى که امنیت اجتماعى و اقتصادى ملتها را از بین مى‏برد و فساد را تبلیغ مى‏کند، شکسته شد.

راویل عین الدین پیام امام به میخائل گورباچف، آخرین رئیس جمهورى شوروى را توصیه و تذکراتى پیامبر گونه نامید که در آن، به روشنى، همه مسائل پیش بینى و راه حل آن ارائه شده بود.

به گفته راویل عین الدین، امام در این پیام خود، در مورد افتادن در دوزخ سرمایه‏دارى و غرب‏گرایى پس از خروج از برزخ کمونیسم نیز هشدار داد.

وى گفت: مسلمانان روسیه همیشه نام امام خمینى‏«ره‏» و آثار و اندیشه‏هاى آن مرد بزرگ تاریخ را گرامى مى‏دارند، زیرا معتقدند که این افکار و اندیشه‏ها، احیاى اسلام را در پى داشت و ارزشهاى عالى اسلامى را رونق بخشید.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 11/7/78

***

امام جماعت‏بزرگترین مسجد مادرید: امام خمینى هدایت کننده و روشنگر جامعه بودامام جماعت‏بزرگترین مسجد مسلمانان در مادرید، پایتخت اسپانیا، تلاشها و مجاهدتهاى امام خمینى (ره) را براى سربلندى اسلام و عزت مسلمان در جهان ستود.

«شیخ منیرالمصرى‏»، امام جماعت مسجد مادرید، به خبرنگار خبرگزارى جمهورى اسلامى در این شهر گفت: امام خمینى شخصیتى نادر در دنیاى اسلام است که از توانمندى و قابلیتهاى فراوانى براى هدایت و روشنگرى برخوردار بوده است.

وى افزود: امام خمینى(ره) توانست احساسات مذهبى و اعتقادى را گسترش و تقویت‏بخشد و اقدامات و تلاشهاى ایشان، ثابت کرد که تنها همین عامل مى‏تواند در افراد تغییر بوجود آورد.

خطیب بزرگترین مسجد مسلمانان در مادرید با تمجید از سیاستهاى دولت ایران گفت: موقعیت فعلى ایران در صحنه‏هاى بین‏المللى از استحکام بیشترى برخوردار شده است و موضع این کشور در قبال بحرانهاى مختلف در نقاط مختلف جهان قابل تحسین است.

شیخ منیرالمصرى با اشاره به اینکه تفرقه و فقدان اتحاد باعث جدایى مسلمانان و کشورهاى اسلامى مى‏شود، گفت: پرهیز از اختلافات و تقویت همبستگى، ابزارى مهم براى رسیدن به هدف مشترک مى‏باشد و دنیاى اسلام در مقطع کنونى براى مقابله با دشمنان، به یگانگى و اتحاد نیازمند است.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 4/7/78

***

حماس: امام خمینى به ملتهاى مسلمان اعتماد به نفس دادجنبش مقاومت اسلامى فلسطین «حماس‏» از شخصیت امام خمینى و نقش بزرگ و برجسته معظم له در بیدارى مسلمانان جهان ستایش کرد.

عمادالعلمى، عضو دفتر سیاسى و نماینده جنبش حماس در سوریه، در مصاحبه با خبرگزارى جمهورى اسلامى گفت: انقلاب اسلامى به رهبرى امام راحل توانست‏به ملتهاى عرب و اسلامى اعتماد به نفس بدهد.

عمادالعلمى تصریح کرد، به برکت پیروزى انقلاب اسلامى ایران، روحیه انقلابى در میان مسلمانان همچنان پابرجاست و على‏رغم مدت طولانى که از پیروزى انقلاب اسلامى مى‏گذارد، این روحیه در میان امت رسوخ پیدا کرده است.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 12/7/78

***

یک ادیب آذربایجانى: امام خمینى برترین شخصیت قرن بیستم میلادى است‏«اسرافیل اسرافیل اف‏»، رئیس موزه ادبیات نظامى گنجوى جمهورى آذربایجان، گفت: امام خمینى (ره) برترین شخصیت در میان شخصیتهاى جهانى در قرن بیستم میلادى بود.

این ادیب آذربایجانى به خبرگزارى جمهورى اسلامى در باکو گفت: امام خمینى به عنوان یک شخصیت‏برجسته جهانى نه تنها براى جمهورى اسلامى ایران، بلکه براى جهان و جهانیان مطرح بوده است.

«اسرافیل اف‏» همچنین اظهار داشت: در حالى که انقلاب اسلامى ایران بیستمین بهار عمر خود را سپرى مى‏کند، اما ایده‏ها و اهداف بنیانگذار جمهورى اسلامى در تمام زوایاى این انقلاب به وضوح قابل مشاهده و درک است.

رئیس موزه ادبیات نظامى گنجوى جمهورى آذربایجان افزود: بدون شک، بنیانگذار انقلاب اسلامى با حرکت توفنده خود یک حادثه تاریخى و بسیار بزرگ را براى قرن بیستم رقم زد و این انقلاب اکنون فراتر از مرزهاى ایران به عاملى در جهت‏به حرکت در آوردن نهضتهاى آزادى بخش تبدیل شده است.

وى افزود: اگر به تحولات اخیر در منطقه و از جمله به قفقاز توجه گردد، متوجه اثرات انقلاب اسلامى خواهیم شد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 4/7/78

***

یک اندیشمند آذربایجانى: امام خمینى دانشمندى منحصر به فرد بودرئیس مرکز تحقیقات اسلامى جمهورى آذربایجان از امام خمینى (ره) به عنوان نظریه‏پرداز و دانشمندى منحصر به فرد در جهان یاد کرد.

پروفسور «رفیق على اف‏» به خبرگزارى جمهورى اسلامى گفت: امام خمینى (ره) با رهبرى حکیمانه خود و با پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، برخلاف ادعاى برخى مدعیانى که دین را عاملى مخرب قلمداد مى‏کردند، نشان داد که اسلام یک دین سازنده و یک ایدئولوژى مبلغ ارزشهاى اخلاقى، صلح و عدالت است.

رئیس مرکز تحقیقات اسلامى جمهورى آذربایجان گفت: بعد از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و استقرار نظام جمهورى اسلامى در این کشور، کشورهاى همسایه و از جمله جمهورى آذربایجان، قفقاز شمالى و آسیاى میانه نیز از برکات این انقلاب بهره‏مند شدند.

وى افزود: انقلاب اسلامى بزودى اثرات خود را در میان کشورهاى جهان نشان داد و شرایط مساعدى را براى بیدارى ملتها فراهم ساخت.

پروفسور «رفیق على اف‏» گفت: امام خمینى(ره) یکى از شخصیتهاى بزرگ جهان اسلام در 200 سال اخیر است که به عنوان اندیشمند، سیاستمدار، عالم و نظریه‏پرداز بزرگ، برنامه انقلاب اسلامى را آماده و آن را با خروش ملت ایران جایگزین نظام شاهنشاهى در این کشور کرد.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 12/7/78

***

نلسون ماندلا:
امام خمینى(ره) رهبرى منحصر به فرد بودنلسون ماندلا از هجرت امام خمینى (ره) از پاریس به تهران، به عنوان واقعه‏اى بزرگ یاد کرد و گفت: رهبرى منحصر به فرد امام بود که توانست‏با دست‏خالى، انقلاب اسلامى ایران را به پیروزى برساند.

رئیس جمهورى سابق آفریقاى جنوبى ضمن تمجید از شخصیت استثنایى امام خمینى تاکید نمود. «من با دقت آن روزهاى حساس را دنبال مى‏کردم‏».

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى،6/7/78

***

یک شخصیت فلسطینى: امام خمینى به جهان اسلام هویت تازه‏اى بخشیدحسن الباش، اندیشمند معروف فلسطینى و عضو برجسته جنبش جهاد اسلامى فلسطین، گفت: امام خمینى(ره) با انقلاب خود ثابت کرد که اسلام یک قدرت حقیقى است که توانست‏به مسلمانان عزت بخشد.

حسن الباش در مصاحبه با خبرگزارى جمهورى اسلامى افزود: جهان اسلام قبل از سال‏1979 از فقدان هویت رنج مى‏برد، اما امام خمینى با انقلاب خود توانست تغییرات بزرگى را در مردم و هویت و شخصیت آنان ایجاد کند، به طورى که مسلمانان هم اکنون با افتخار به مسلمان بودن خود مى‏بالند.

وى تصریح کرد، بعد از پیروزى انقلاب اسلامى، ملتهاى زیادى، از جمله مردم فلسطین، الجزایر، کشورهاى آسیاى میانه و جنوب شرق آسیا، تحت تاثیر اندیشه‏هاى امام خمینى قرار گرفتند.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 10/7/78

***

یک مقام مالزى:
امام خمینى مروج اخلاق و معنویت در دنیاى مادیگراى معاصر بوددکتر «چاندرا مظفر»، معاون حزب عدالت ملى مالزى گفت: امام خمینى در جامعه‏اى که مادى‏گرایى بخشى جدا نشدنى از آن بود، چهره ارزشهاى معنوى و اخلاقى را نمایان ساخت.

این استاد دانشگاه و سیاستمدار فعال مالزى افزود: از امام خمینى به عنوان بزرگترین رهبر قرن بیستم یاد خواهد شد; زیرا وى نخستین رهبرى بود که در این قرن یک انقلاب دینى را پایه‏گذارى کرد.

«چاندرا مظفر» که رئیس سازمان بین‏المللى «جهان با عدالت‏» نیز مى‏باشد، با تقدیر از نقش امام خمینى در پاسدارى از عدالت گفت: امام خمینى رهبر بسیار برجسته‏اى بود که با کوششهاى خود سهم بسزایى در جهان اسلام به عهده داشت.

منبع: روزنامه جمهورى اسلامى، 20/7/78

***

نویسنده کلمبیایى:
امام خمینى نیاز به اسلام را در دنیا احیا کردحولیان زاپاتا، محقق، نویسنده و رئیس مرکز فرهنگ اسلامى کلمبیا گفت: در قرن بیستم سه شخص در دنیا مطرح شدند و در تمامى مجامع سیاسى مورد توجه سیاستمداران قرار گرفتند. یکى از آنها گاندى بود، دیگرى یحیى (رهبر مردم واتیکان) و سومین آنها حضرت امام خمینى است. از بین این سه رهبر تنها کسى که فرهنگ روحیات و سخنانش در بین مردم مؤثر واقع شد، امام خمینى بود. امام خمینى رهبر مسلمان و آزاده‏اى بود که توانست‏با قیامى، اسلام را در بستر کشور پهناور ایران جاى دهد و نیاز به اسلام را در دنیا احیا کند.

امام خمینى در سایه حکومت اسلامى و تدبیر و درایت توانست الگوى سایر رهبران دنیا باشد.

منبع روزنامه رسالت، مهر 1378

***

شاعر تاجیکستانى: امام خمینى از شخصیتهاى برجسته و ماندگار تاریخ بشرى است‏خانم مهرالنساء، شاعر، ادیب و عضو کمیته بانوان و خانواده از تاجیکستان، مى‏گوید:

یکى از ویژگیهاى منحصر به فرد انقلاب اسلامى، حضور رهبرى امام خمینى به عنوان پشتوانه الهى این انقلاب است. امام خمینى یکى از شخصیتهاى برجسته و ماندگار تاریخ بشرى هستند که داراى ویژگیهاى انسانى، الهى و ملکوتى خاص بودند. این شخصیت الهى در تمام جهان آنجا که قلبى، الهى و ملکوتى خاص بودند. این شخصیت الهى در تمام جهان، آنجا که قلبى براى عشق و حقیقت مى‏تپد، حضور دارد و زنده است و ماندگار.

سراسر جهان اسلام و مستضعفین به حضور چنین رهبرى افتخار مى‏کنند و بوسیدن دست آن حضرت در دیروز و بوسیدن خاک حرم آن حضرت در امروز، آرزویى است که بسیارى از مسلمانان جهان با خویشتن خویش نجوا مى‏کنند. چشم تمام مسلمانان جهان به دستها و قدمهاى مسلمانان ایران است و خداوند این توفیق را به خواهران و برادران ایرانى ما داده است و ان شاءالله که این توفیق را پاس بدارند و لحظه‏اى از نام، یاد و راه امام خمینى غافل نمانند.

با پیام امام خمینى به گورباچف، عمق و ژرفناى شخصیت دینى الهى ایشان بر ما پدیدار مى‏شود. این پیام در تاریخ هر دو کشور و در تاریخ جهان معاصرماندى است و نقطه عطفى در تاریخ هر دو کشور است. امام خمینى شخصیتى روحانى و عارف بودند. ایشان به جهان هستى نیز در همین راستا مى‏نگریستند و تنها چنین دیدگاهى است که انسان معاصر را ملزم به رویکرد دینى و اسلام‏گرایى مى‏کند.

جهان معاصر، شخصیت امام خمینى را دراین پیام دریافته است. روح بلند و آسمانى ایشان قابل ستایش است. این پیام در آن دوره غفلت، تمام مردم جمهوریهاى شوروى را تحت تاثیر قرارداد و آنها را دگرگون کرد. ما هیچ وقت فکر نمى‏کردیم که به این زودى صداى روح بخش اذان را از گلدسته‏هاى مساجد خود بشنویم و امام خمینى نوید بخش چنین سعادتى بود.

منبع: امام خمینى و جهان معاصر، ج‏2، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج،1376.

***

اندیشمند الجزایرى: امام خمینى مردى استثنایى بودسیدصدرالدین، متفکر و اندیشمند معاصر الجزایرى، معتقد است:

امام خمینى (ره) مردى استثنایى بود. این انسان هدیه خداوند به مسلمین بود تا بتواند مسیرشان را در اسلام تصحیح کنند.

امام خمینى(ره) اسلام را از گوشه مساجد خارج کردند و مردم را به مسیرى هدایت و تشویق نمودند که اسلام را بتوان به عنوان یک روش زندگى به اجرا درآورد. امام خمینى بود که این جرات را به مسلمانان بخشید تا بتوانند اسلام را به دیگران عرضه کنند. الان مسلمانان به مسلمان بودنشان افتخار مى‏کنند، حال آنکه پیش از امام خمینى، جرات بیان مسلمان بودنشان را نیز نداشتند. آنها امروز به واسطه اسلام احساس قدرت مى‏کنند، این فقط امام خمینى بود که به ما اسلام حقیقى را نشان داد و اکنون با شناختى که امام در اختیار مردم قرار داده، ایشان مى‏توانند بین اسلام واقعى یا همان گونه که امام مى‏گفتند، اسلام ناب محمدى (ص) و اسلام آمریکایى فرق بگذارند.

به اعتقاد وى، با ظهور امام خمینى، عصرى براى مسلمانان آغاز شد که بسیار جدى‏تر از دوران قبل از امام بود. تا پیش از امام، مسلمانان اغلب گرایشهاى حزبى و ملى داشتند، حال آنکه امام این ایده را بیان کردند که اسلام بزرگتر از آن است که به حزب یا ملیتى خاص محدود شود. با این ایده است که اکنون حرکتهاى اسلامى از طرح حزب یا ملیتى خاص به شکلى جهانى تغییر فرم داده است; حرکتهایى که در بسیارى از موارد از شعارها و روشهاى مشابهى برخوردارند.

منبع: امام خمینى و جهان معاصر، ج‏1، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1375.

***

معاون وزیر فرهنگ قرقیزستان: امام خمینى آخرین پدیده بزرگ قرن ماست‏استاد جمعه على خان، معاون وزیر فرهنگ قرقیزستان، مى‏گوید:

امام خمینى آخرین پدیده بزرگ قرن ماست. یعنى درست در حالى که امریکا و شوروى جهان را به دو قطب بزرگ تقسیم کرده بودند و خطر هیچ قدرتى را تصور نمى‏کردند، امام خمینى ظهورکرد و این حرکتى بسیار جسورانه است. شگفتى در اینجاست که وى نزد هر ملتى محترم است و این از تیزهوشى و نبوغ اوست که توانست چنین تاثیرى در جهان معاصر باقى بگذارد.

امام خمینى رهبرى مقتدر و دوراندیش، انساى والا و منزه، برخوردار از باطنى شفاف و زلال و طبعى غنى و سرشار بوده است. به نظر من، رهبرى او و رهنمودهاى او، چه در خصوص مسائل ملل اسلامى و چه درباره معضلات جهانى، هدیه‏اى الهى بوده است. وى به باطن انسانها نظر دارد و انسان را به زبانى ساده به آن سرچشمه‏هاى ازلى و ارتباط با مبدا وجود دعوت مى‏کند و این هدفت غایى زندگى است. معنى زندگى و نهایت تمدن رسیدن به همین منظور است. وى به این نکته توجه خاصى دارد و همه انسانها را با همین ملاک، یعنى انسان بودن ارزیابى مى‏کند و این در هر شرایطى ارزشمند است. فکر مى‏کنم رمز تمامى پیروزیها و دستاوردهاى انقلاب اسلامى نیز در همین است. این یک واقعیت است که هر رهبرى که در کوران مبارزات قرار مى‏گیرد، در گردابى از مشکلات غوطه مى‏زند، اما او مسیر درستى را مشخص کرد و این دیگر با آیندگاه است که راه او را تا حصول نتایجش پیگیرى کنند.

منبع: امام خمینى و جهان معاصر، ج‏1.

***

استاد دانشگاه قرقیزى: امام خمینى راه دینى را برگزیده و به انسان و بى کرانگى روح اعتقاد داشت

ساویت‏بیک تاکتامشیف، پروفسور در رشته فیزیک و رئیس دانشگاه ملى علوم و صنایع قرقیزستان معتقد است امام خمینى رهبر بزرگى است. او ایده تازه‏اى را مطرح کرد. و در این عصر، دین را وارد عرصه رهبرى و هدایت جامعه نمود و توانها و مایه‏هایى از آن را که ناشناخته مانده بود، به کار گرفت و احیا کرد. در توضیح این نکته باید گفت که امام خمینى، زمان مناسبى را براى انقلاب اسلامى انتخاب کرد، زمانى که پایه‏هاى نظام سرمایه‏دارى جهانى لرزان شده و ناتوانى سیستم سوسیالیستى یا کمونیستى در کارآییهاى اجتماعى و اداره جامعه ثابت‏شده بود. امام خمینى در این میان از مردان نادر و استثنایى بود. او نه به راه سرمایه‏دارى قدم گذاشت و نه یک لحظه در ایمان خود به بى‏اعتبارى نظامهاى الحادى مارکسیسم و کمونیسم درنگ نمود. راه او راهى یگانه بود که به دیرینگى عمر بشر قدمت داشت. او راه دینى را برگزید و به اسلام توسل جست و به انسان و بى‏کرانگى و روح او اعتقاد داشت. انسان را به مثابه فرزند طبیعت مى‏دانست و میان انسانها جز به میدان ایمان دینى آنها تفاوت دیگرى قائل نبود. تعالیم او رباینده دلهاست.

منبع: امام خمینى(ره) و جهان معاصر، ج‏1

***

شاعر لبنانى: امام روح عزت و بزرگى و بزرگوارى و ایثار را میان مسلمانان برانگیخت

عباس على فتونى، شاعر معاصر لبنانى، مى‏گوید:

گفتار امام همان طورى که در مردم ایران تاثیر داشته، در تمام مردم آزاده و مستضعف جهان نیز تاثیر گذاشته است. امام روح عزت و روح بزرگى و بزرگوارى و ایثار را میان مسلمانان برانگیخت و مسلمانان در همه کشورها از آن متاثر شدند. آنان به هر وسیله و هر راهى و با تمام قدرتشان تلاش مى‏کنند که عزت خود را بازیابند و کرامت‏خود را بنا کنند. آن مردمى که از امام پیروى مى‏کنند، همگى برخاستند تا امتهاى مستضعف را به خروش و جنبش درآوردند و کابوس ستم، تظلم و انحراف را از دل آنان بزدایند و عرشهاى طاغوتیان را ویران سازند و بر ویرانه‏هاى آنان قصر مجد و عظمت اسلام و انسان را و قصر اسلام و کلمه لااله الالله را بنا کنند. ملتهاى اسلامى هنوز از حرکت انقلابى عقب مانده‏اند و از جمهورى اسلامى ایران که توانست‏شخصیتش را بنا کند و عظمت‏خود را باز یابد، عقب‏اند، ولى اراده کرده‏اند که پا جاى پاى مردم ایران بگذارند تا وجود و حضورشان را در زندگانى بیابند و در نتیجه به سعادت و رضایت الهى در دنیا و پاداش در آخرت نایل شوند.

منبع: امام خمینى و جهان معاصر، ج‏1.

***

روزنامه ‏نگار کنیایى: امام خمینى حقیقتا شخصیتى است که هر چه کرد براى خدا و در راه خدا بود

خانم نسیم والجى، عضو کمیته زنان و سردبیر مجلات «الکوثر» و «راه هدایت‏» کنیا می ‏گوید:

به خدا که از شخصیت امام خمینى، این شخصیت‏بسیار اعظم در قرن حاضر و در عصر جهالت و عصر فساد و اضمحلال انسان، نمى‏توان به طور کامل سخن گفت. حقیقتا امام شخصیتى است که هر چه کرد براى خدا بود و در راه خدا بود.

امام خمینى در صراط انبیا کارکرد، بسیار پرهیزگار بود و در مقابل تفکر غرب و شرق ایستادگى و در راه اسلام ناب و شیوه انبیا، تلاش بسیار نمود. امام خمینى با تفکر، حکمت و اخلاق خود، حیرتى را براى جهان معاصر پدید آورد. او در نامه‏اى به گورباچف آنچه را که در شرق رخ داد، پیش‏بینى کرد. هر چه که امام خمینى، راجع به اتفاقات و رخدادهاى جهان معاصر پیش‏بینى کرد، همان اتفاق افتاد.

امام خمینى رسولى بود براى شرق و پیام‏آور حیات حقیقى بشر. سر سلسله تفکر حضرت امام در عرفان و اندیشه براى نجات بشر معاصر، به اولیاى خدا برمى‏گردد.

منبع: امام خمینى و جهان معاصر، ج‏2.

***

طلال عتریسى، استاد دانشگاه روانشناسى اجتماعى لبنان معتقد است:
پیروزى انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى و افکارى که از اسلام ارائه کرد، در سطح دنیا دو انقلاب ایجاد نمود: انقلاب در داخل اسلام و گرایشهاى فقهى اسلام، به طورى که لزوم حرکت و جنبش را در این عصر مورد تاکید قرار مى‏داد، به خاطر اینکه جامعه اسلامى و حکومت اسلامى را بپا کند; برخلاف گرایشها و اندیشه‏هاى عده زیادى که این فکر را رد مى‏کردند. انقلاب دوم آن بود که در سطح دنیا خارج از دایره اسلام، فقهى به وجود آمد که تاکید بر این موضوع داشت که اسلام مى‏تواند تغییر ایجاد کند و مى‏تواند به حاکمیت‏برسد و مى‏تواند دولت تاسیس کند، برخلاف فکرى که از دوره نهضت اروپا علیه آن بود و نیز از دوره انتشار افکار مارکسیستى که اعتقاد داشت که دین ملتها را ضعیف مى‏کند و دین افیون ملتهاست.

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٠ساعت۱٠:٠٠ ‎ق.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
وصیت نامه امام خمینی(ره)
   

مقدمه وصیتنامه

قالَ رسولُالله ـ صلَّی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلَّم‌: اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثّقلَیْنِ کتابَ اللهِ و عترتی‌ اهلَ بیتی‌؛ فإِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی‌' یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوضَ.

 الحمدُلله و سُبحانَکَ؛ اللّ'هُمَّ صلِّ علی‌ محمدٍ و آلهِ مظاهر جمالِک‌ و جلالِک‌ و خزائنِ اسرارِ کتابِکَ الذی‌ تجلّی‌ فیه‌ الاَحدیّةُ بِجمیعِ أسمائکَ حتّی‌ المُسْتَأْثَرِ منها الّذی‌ لایَعْلَمُهُ غَیرُک‌؛ و اللَّعنُ علی‌ ظالِمیهم‌ اصلِ الشَجَرةِ الخَبیثةِ.

        و بعد، اینجانب‌ مناسب‌ می‌دانم‌ که‌ شمه‌ای‌ کوتاه‌ و قاصر در باب‌ «ثقلین‌» تذکر دهم‌؛ نه‌ از حیث‌ مقامات‌ غیبی‌ و معنوی‌ و عرفانی‌، که‌ قلم‌ مثل‌ منی‌ عاجز است‌ از جسارت‌ در مرتبه‌ای‌ که‌ عرفان‌ آن‌ بر تمام‌ دایرة‌ وجود، از ملک‌ تا ملکوت‌ اعلی‌' و از آنجا تا لاهوت‌   و آنچه‌ در فهم‌ من‌ و تو ناید، سنگین‌ و تحمل‌ آن‌ فوق‌ طاقت‌، اگر نگویم‌ ممتنع‌ است‌؛   و نه‌ از آنچه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌، از مهجور بودن‌ از حقایق‌ مقام‌ والای‌ «ثقل‌ اکبر» و «ثقل‌ کبیر»   که‌ از هر چیز اکبر است‌ جز ثقل‌ اکبر که‌ اکبر مطلق‌ است‌؛ و نه‌ از آنچه‌ گذشته‌ است‌ بر این‌ دو ثقل‌ از دشمنان‌ خدا و طاغوتیان‌ بازیگر که‌ شمارش‌ آن‌ برای‌ مثل‌ منی‌ میسر نیست‌ با قصور اطلاع‌ و وقت‌ محدود؛ بلکه‌ مناسب‌ دیدم‌ اشاره‌ای‌ گذرا و بسیار کوتاه‌ از آنچه‌ بر این‌ دو ثقل‌ گذشته‌ است‌ بنمایم‌.

     شاید جملة‌  لَنْ یَفْتَرِق'ا حتّی‌ یَرِد'ا عَلَیَّ الْحَوض‌  اشاره‌ باشد بر اینکه‌ بعد از وجود مقدس‌ رسول‌الله ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ هرچه‌ بر یکی‌ از این‌ دو گذشته‌ است‌ بر دیگری‌ گذشته‌ است‌ و مهجوریت‌ هر یک‌ مهجوریت‌ دیگری‌ است‌، تا آنگاه‌ که‌ این‌ دو مهجور بر رسول‌ خدا در «حوض‌» وارد شوند. و آیا این‌ «حوض‌» مقام‌ اتصال‌ کثرت‌ به‌ وحدت‌ است‌   و اضمحلال‌ قطرات‌ در دریا است‌، یا چیز دیگر که‌ به‌ عقل‌ و عرفان‌ بشر راهی‌ ندارد. و باید گفت‌ آن‌ ستمی‌ که‌ از طاغوتیان‌ بر این‌ دو ودیعة‌ رسول‌ اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ گذشته‌، بر امت‌ مسلمان‌ بلکه‌ بر بشریت‌ گذشته‌ است‌ که‌ قلم‌ از آن‌ عاجز است‌.

   و ذکر این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ حدیث‌ «ثقلین‌» متواتر   بین‌ جمیع‌ مسلمین‌ است‌ و  ] در [  کتب‌ اهل‌ سنت‌ از «صحاح‌ ششگانه‌»   تا کتب‌ دیگر آنان‌، با الفاظ‌ مختلفه‌ و موارد مکرره‌ از پیغمبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ به‌ طور متواتر نقل‌ شده‌ است‌.   و این‌ حدیث‌ شریف‌ حجت‌ قاطع‌ است‌ بر جمیع‌ بشر بویژه‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ مختلف‌؛ و باید همة‌ مسلمانان‌ که‌ حجت‌ بر آنان‌ تمام‌ است‌ جوابگوی‌ آن‌ باشند؛ و اگر عذری‌ برای‌ جاهلان‌ بیخبر باشد برای‌ علمای‌ مذاهب‌ نیست‌.

    اکنون‌ ببینیم‌ چه‌ گذشته‌ است‌ بر کتاب‌ خدا، این‌ ودیعة‌ الهی‌ و ماترک‌ پیامبر اسلام‌ ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ مسائل‌ أسف‌انگیزی‌ که‌ باید برای‌ آن‌ خون‌ گریه‌ کرد، پس‌ از شهادت‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) شروع‌ شد. خودخواهان‌ و طاغوتیان‌، قرآن‌ کریم‌ را وسیله‌ای‌ کردند برای‌ حکومتهای‌ ضد قرآنی‌؛ و مفسران‌ حقیقی‌ قرآن‌ و آشنایان‌ به‌ حقایق‌ را که‌ سراسر قرآن‌ را از پیامبر اکرم‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ دریافت‌ کرده‌ بودند و ندای‌  اِنّی‌ تارکٌ فیکُمُ الثقلان‌  در گوششان‌
 بود با بهانه‌های‌ مختلف‌ و توطئه‌های‌ از پیش‌ تهیه‌ شده‌، آنان‌ را عقب‌ زده‌ و با قرآن‌، در حقیقت‌ قرآن‌ را ـ که‌ برای‌ بشریت‌ تا ورود به‌ حوض‌ بزرگترین‌ دستور زندگانی‌ مادی‌ و معنوی‌ بود و است‌ ـ از صحنه‌ خارج‌ کردند؛ و بر حکومت‌ عدل‌ الهی‌ ـ که‌ یکی‌ از آرمانهای‌ این‌ کتاب‌ مقدس‌ بوده‌ و هست‌ ـ خط‌ بطلان‌ کشیدند و انحراف‌ از دین‌ خدا و کتاب‌ و سنت‌ الهی‌ را پایه‌گذاری‌ کردند، تا کار به‌ جایی‌ رسید که‌ قلم‌ از شرح‌ آن‌ شرمسار است‌.

     و هرچه‌ این‌ بنیان‌ کج‌ به‌ جلو آمد کجیها و انحرافها افزون‌ شد تا آنجا که‌ قرآن‌ کریم‌ را که‌ برای‌ رشد جهانیان‌ و نقطة‌ جمع‌ همة‌ مسلمانان‌ بلکه‌ عائلة‌ بشری‌، از مقام‌ شامخ‌ احدیت‌ به‌ کشف‌ تام‌ محمدی‌(ص‌)   تنزل‌ کرد که‌ بشریت‌ را به‌ آنچه‌ باید برسند برساند و این‌ ولیدة‌ «علم‌ الاسما ء »   را از شرّ شیاطین‌ و طاغوتها رها سازد و جهان‌ را به‌ قسط‌ و عدل‌ رساند و حکومت‌ را به‌ دست‌ اولیا ء الله، معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌ الاولین‌ و الا´خرین‌ ـ بسپارد تا آنان‌ به‌ هر که‌ صلاح‌ بشریت‌ است‌ بسپارند ـ چنان‌ از صحنه‌ خارج‌ نمودند که‌ گویی‌ نقشی‌ برای‌ هدایت‌ ندارد و کار به‌ جایی‌ رسید که‌ نقش‌ قرآن‌ به‌ دست‌ حکومتهای‌ جائر و آخوندهای‌ خبیثِ بدتر از طاغوتیان‌ وسیله‌ای‌ برای‌ اقامة‌ جور و فساد و توجیه‌ ستمگران‌ و معاندان‌ حق‌ تعالی‌ شد. و مع‌الاسف‌ به‌ دست‌ دشمنان‌ توطئه‌گر و دوستان‌ جاهل‌، قرآن‌ این‌ کتاب‌ سرنوشت‌ساز، نقشی‌ جز در گورستانها و مجالس‌ مردگان‌ نداشت‌ و ندارد و آنکه‌ باید وسیلة‌ جمع‌ مسلمانان‌ و بشریت‌ و کتاب‌ زندگی‌ آنان‌ باشد، وسیلة‌ تفرقه‌ و اختلاف‌ گردید و یا بکلی‌ از صحنه‌ خارج‌ شد، که‌ دیدیم‌ اگر کسی‌ دم‌ از حکومت‌ اسلامی‌ برمی‌آورد و از سیاست‌، که‌ نقش‌ بزرگ‌ اسلام‌ و رسول‌ بزرگوار ـصلی‌الله علیه‌ و آله‌ و سلم‌ ـ و قرآن‌ و سنت‌ مشحون‌ آن‌ است‌، سخن‌ می‌گفت‌ گویی‌ بزرگترین‌ معصیت‌ را مرتکب‌ شده‌؛ و کلمة‌ «آخوند سیاسی‌» موازن‌ با آخوند بی‌دین‌ شده‌ بود و اکنون‌ نیز هست‌.

      و اخیراً قدرتهای‌ شیطانی‌ بزرگ‌ به‌ وسیلة‌ حکومتهای‌ منحرفِ خارج‌ از تعلیمات‌ اسلامی‌، که‌ خود را به‌ دروغ‌ به‌ اسلام‌ بسته‌اند، برای‌ محو قرآن‌ و تثبیت‌ مقاصد شیطانی‌ ابرقدرتها قرآن‌ را با خط‌ زیبا طبع‌ می‌کنند و به‌ اطراف‌ می‌فرستند و با این‌ حیلة‌ شیطانی‌ قرآن‌ را از صحنه‌ خارج‌ می‌کنند. ما همه‌ دیدیم‌ قرآنی‌ را که‌ محمدرضا خان‌ پهلوی‌ طبع‌ کرد و عده‌ای‌ را اغفال‌ کرد و بعض‌ آخوندهای‌ بیخبر از مقاصد اسلامی‌ هم‌ مداح‌ او بودند. و می‌بینیم‌ که‌ ملک‌ فهد هر سال‌ مقدار زیادی‌ از ثروتهای‌ بی‌پایان‌ مردم‌ را صرف‌ طبع‌ قرآن‌ کریم‌ و محالّ تبلیغاتِ مذهبِ ضد قرآنی‌ می‌کند و وهابیت‌، این‌ مذهب‌ سراپا بی‌اساس‌ و خرافاتی‌ را ترویج‌ می‌کند؛ و مردم‌ و ملتهای‌ غافل‌ را سوق‌ به‌ سوی‌ ابرقدرتها می‌دهد و از اسلام‌ عزیز و قرآن‌ کریم‌ برای‌ هدم‌ اسلام‌ و قرآن‌ بهره‌برداری‌ می‌کند.

       ما مفتخریم‌ و ملت‌ عزیز سرتاپا متعهد به‌ اسلام‌ و قرآن‌ مفتخر است‌ که‌ پیرو مذهبی‌ است‌ که‌ می‌خواهد حقایق‌ قرآنی‌، که‌ سراسر آن‌ از وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ بلکه‌ بشریت‌ دم‌ می‌زند، از مقبره‌ها و گورستانها نجات‌ داده‌ و به‌ عنوان‌ بزرگترین‌ نسخة‌ نجات‌ دهندة‌ بشر از جمیع‌ قیودی‌ که‌ بر پای‌ و دست‌ و قلب‌ و عقل‌ او پیچیده‌ است‌ و او را به‌ سوی‌ فنا و نیستی‌ و بردگی‌ و بندگی‌ طاغوتیان‌ می‌کشاند نجات‌ دهد.

       و ما مفتخریم‌ که‌ پیرو مذهبی‌ هستیم‌ که‌ رسول‌ خدا مؤسس‌ آن‌ به‌ امر خداوند تعالی‌ بوده‌، و امیرالمؤمنین‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌، این‌ بندة‌ رها شده‌ از تمام‌ قیود، مأمور رها کردن‌ بشر از تمام‌ اغلال‌ و بردگیها است‌.

        ما مفتخریم‌ که‌ کتاب‌ نهج‌البلاغه‌   که‌ بعد از قرآن‌ بزرگترین‌ دستور زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌ و بالاترین‌ کتاب‌ رهایی‌بخش‌ بشر است‌ و دستورات‌ معنوی‌ و حکومتی‌ آن‌ بالاترین‌ راه‌ نجات‌ است‌، از امام‌ معصوم‌ ما است‌.

        ما مفتخریم‌ که‌ ائمة‌ معصومین‌، از علی‌ بن‌ ابیطالب‌ گرفته‌ تا منجی‌ بشر حضرت‌ مهدی‌ صاحب‌ زمان‌ ـ علیهم‌ آلاف‌ التحیات‌ والسلام‌ ـ که‌ به‌ قدرت‌ خداوند قادر، زنده‌ و ناظر امور است‌ ائمة‌ ما هستند.

        ما مفتخریم‌ که‌ ادعیة‌ حیاتبخش‌ که‌ او را «قرآن‌ صاعد»   می‌خوانند از ائمة‌ معصومین‌ ما است‌. ما به‌ «مناجات‌ شعبانیة‌»   امامان‌ و «دعای‌ عرفات‌»  حسین‌ بن‌ علی‌ ـ علیهما السلام‌ ـ و «صحیفة‌ سجادیه‌» این‌ زبور آل‌ محمد و «صحیفة‌ فاطمیه‌»   که‌ کتاب‌ الهام‌ شده‌ از جانب‌ خداوند تعالی‌ به‌ زهرای‌ مرضیه‌ است‌ از ما است‌.

      ما مفتخریم‌ که‌ «باقرالعلوم‌»   بالاترین‌ شخصیت‌ تاریخ‌ است‌ و کسی‌ جز خدای‌ تعالی‌ و رسول‌ ـ صلی‌الله علیه‌ و آله‌ ـ و ائمة‌ معصومین‌ ـعلیهم‌السلام‌ ـ مقام‌ او را درک‌ نکرده‌ و نتوانند درک‌ کرد، از ما است‌.

     و ما مفتخریم‌ که‌ مذهب‌ ما «جعفری‌» است‌ که‌ فقه‌ ما که‌ دریای‌ بی‌پایان‌ است‌، یکی‌ از آثار اوست‌. و ما مفتخریم‌ به‌ همة‌ ائمة‌ معصومین‌ ـ علیهم‌ صلوات‌الله ـ و متعهد به‌ پیروی‌ آنانیم‌.

     ما مفتخریم‌ که‌ ائمة‌ معصومین‌ ما ـ صلوات‌ الله و سلامه‌ علیهم‌ ـ در راه‌ تعالی‌ دین‌ اسلام‌ و در راه‌ پیاده‌ کردن‌ قرآن‌ کریم‌ که‌ تشکیل‌ حکومت‌ عدل‌ یکی‌ از ابعاد آن‌ است‌، در حبس‌ و تبعید به‌ سر برده‌ و عاقبت‌ در راه‌ براندازی‌ حکومتهای‌ جائرانه‌ و طاغوتیان‌ زمان‌ خود شهید شدند. و ما امروز مفتخریم‌ که‌ می‌خواهیم‌ مقاصد قرآن‌ و سنت‌ را پیاده‌ کنیم‌ و اقشار مختلفة‌ ملت‌ ما در این‌ راه‌ بزرگِ سرنوشت‌ساز سر از پا نشناخته‌، جان‌ و مال‌ و عزیزان‌ خود را نثار راه‌ خدا می‌کنند.

    ما مفتخریم‌ که‌ بانوان‌ و زنان‌ پیر و جوان‌ و خرد و کلان‌ در صحنه‌های‌ فرهنگی‌ و اقتصادی‌ و نظامی‌ حاضر، و همدوش‌ مردان‌ یا بهتر از آنان‌ در راه‌ تعالی‌ اسلام‌ و مقاصد قرآن‌ کریم‌ فعالیت‌ دارند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ دارند، در آموزش‌ نظامی‌ که‌ برای‌ دفاع‌ از اسلام‌ و کشور اسلامی‌ از واجبات‌ مهم‌ است‌ شرکت‌، و از محرومیتهایی‌ که‌ توطئة‌ دشمنان‌ و ناآشنایی‌ دوستان‌ از احکام‌ اسلام‌ و قرآن‌ بر آنها بلکه‌ بر اسلام‌ و مسلمانان‌ تحمیل‌ نمودند، شجاعانه‌ و متعهدانه‌ خود را رهانده‌ و از قید خرافاتی‌ که‌ دشمنان‌ برای‌ منافع‌ خود به‌ دست‌ نادانان‌ و بعضی‌ آخوندهای‌ بی‌اطلاع‌ از مصالح‌ مسلمین‌ به‌ وجود آورده‌ بودند، خارج‌ نموده‌اند؛ و آنان‌ که‌ توان‌ جنگ‌ ندارند، در خدمت‌ پشت‌ جبهه‌ به‌ نحو ارزشمندی‌ که‌ دل‌ ملت‌ را از شوق‌ و شعف‌ به‌ لرزه‌ درمی‌آورد و دل‌ دشمنان‌ و جاهلان‌ بدتر از دشمنان‌ را از خشم‌ و غضب‌ می‌لرزاند، اشتغال‌ دارند. و ما مکرر دیدیم‌ که‌ زنان‌ بزرگواری‌ زینب‌گونه‌ ـ علیها سلام‌الله ـ فریاد می‌زنند که‌ فرزندان‌ خود را از دست‌ داده‌ و در راه‌ خدای‌ تعالی‌ و اسلام‌ عزیز از همه‌ چیز خود گذشته‌ و مفتخرند به‌ این‌ امر؛ و می‌دانند آنچه‌ به‌ دست‌ آورده‌اند بالاتر از جنات‌ نعیم‌ است‌، چه‌ رسد به‌ متاع‌ ناچیز دنیا.

     و ملت‌ ما بلکه‌ ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند به‌ اینکه‌ دشمنان‌ آنان‌ که‌ دشمنان‌ خدای‌ بزرگ‌ و قرآن‌ کریم‌ و اسلام‌ عزیزند، درندگانی‌ هستند که‌ از هیچ‌ جنایت‌ و خیانتی‌ برای‌ مقاصد شوم‌ جنایتکارانة‌ خود دست‌ نمی‌کشند و برای‌ رسیدن‌ به‌ ریاست‌ و مطامع‌ پست‌ خود دوست‌ و دشمن‌ را نمی‌شناسند. و در رأس‌ آنان‌ امریکا این‌ تروریست‌ بالذات‌ دولتی‌ است‌ که‌ سرتاسر جهان‌ را به‌ آتش‌ کشیده‌ و هم‌ پیمان‌ او صهیونیست‌ جهانی‌   است‌ که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ مطامع‌ خود جنایاتی‌ مرتکب‌ می‌شود که‌ قلمها از نوشتن‌ و زبانها از گفتن‌ آن‌ شرم‌ دارند؛ و خیال‌ ابلهانة‌ «اسرائیل‌ بزرگ‌»!   آنان‌ را به‌ هر جنایتی‌ می‌کشاند. و ملتهای‌ اسلامی‌ و مستضعفان‌ جهان‌ مفتخرند که‌ دشمنان‌ آنها حسین‌ اردنی‌  این‌ جنایت‌ پیشة‌ دوره‌گرد، و حسن‌   و حسنی‌ مبارک‌   هم‌ آخور با اسرائیل‌ جنایتکارند و در راه‌ خدمت‌ به‌ امریکا و اسرائیل‌ از هیچ‌ خیانتی‌ به‌ ملتهای‌ خود رویگردان‌ نیستند. و ما مفتخریم‌ که‌ دشمن‌ ما صدام‌ عفلقی‌ است‌ که‌ دوست‌ و دشمنْ او را به‌ جنایتکاری‌ و نقض‌ حقوق‌ بین‌المللی‌ و حقوق‌ بشر می‌شناسند و همه‌ می‌دانند که‌ خیانتکاریِ او به‌ ملت‌ مظلوم‌ عراق‌ و شیخ‌نشینان‌ خلیج‌، کمتر از خیانت‌ به‌ ملت‌ ایران‌ نباشد.

    و ما و ملتهای‌ مظلوم‌ دنیا مفتخریم‌ که‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ و دستگاههای‌ تبلیغات‌ جهانی‌، ما و همة‌ مظلومان‌ جهان‌ را به‌ هر جنایت‌ و خیانتی‌ که‌ ابرقدرتهای‌ جنایتکار دستور می‌دهند متهم‌ می‌کنند. کدام‌ افتخار بالاتر و والاتر از اینکه‌ امریکا با همة‌ ادعاهایش‌ و همة‌ ساز و برگهای‌ جنگی‌اش‌ و آنهمه‌ دولتهای‌ سرسپرده‌اش‌ و به‌ دست‌ داشتن‌ ثروتهای‌ بی‌پایانِ ملتهای‌ مظلوم‌ عقب‌افتاده‌ و در دست‌ داشتن‌ تمام‌ رسانه‌های‌ گروهی‌، در مقابل‌ ملت‌ غیور ایران‌ و کشور حضرت‌ بقیة‌الله ـ ارواحنا لمقدمه‌ الفدا ء  ـ آنچنان‌ وامانده‌ و رسوا شده‌ است‌ که‌ نمی‌داند به‌ که‌ متوسل‌ شود! و رو به‌ هر کس‌ می‌کند جواب‌ رد می‌شنود! و این‌ نیست‌ جز به‌ مددهای‌ غیبی‌ حضرت‌ باری‌ تعالی‌ ـ جلَّت‌ عظمتُه‌ـ که‌ ملتها را بویژه‌ ملت‌ ایران‌ اسلامی‌ را بیدار نموده‌ و از ظلمات‌ ستمشاهی‌ به‌ نور اسلام‌ هدایت‌ نموده‌.

 من‌ اکنون‌ به‌ ملتهای‌ شریف‌ ستمدیده‌ و به‌ ملت‌ عزیز ایران‌ توصیه‌ می‌کنم‌ که‌ از این‌ راه‌ مستقیم‌ الهی‌ که‌ نه‌ به‌ شرقِ ملحد و نه‌ به‌ غربِ ستمگرِ کافر وابسته‌ است‌، بلکه‌ به‌ صراطی‌ که‌ خداوند به‌ آنها نصیب‌ فرموده‌ است‌ محکم‌ و استوار و متعهد و پایدارْ پایبند بوده‌، و لحظه‌ ] ای‌ [  از شکر این‌ نعمت‌ غفلت‌ نکرده‌ و دستهای‌ ناپاک‌ عمال‌ ابرقدرتها، چه‌ عمال‌ خارجی‌ و چه‌ عمال‌ داخلی‌ بدتر از خارجی‌، تزلزلی‌ در نیت‌ پاک‌ و ارادة‌ آهنین‌ آنان‌ رخنه‌ نکند؛ و بدانند که‌ هرچه‌ رسانه‌های‌ گروهی‌ عالم‌ و قدرتهای‌ شیطانی‌ غرب‌ و شرق‌ اشتلم‌ می‌زنند دلیل‌ بر قدرت‌ الهی‌ آنان‌ است‌ و خداوند بزرگ‌ سزای‌ آنان‌ را هم‌ در این‌ عالم‌ و هم‌ در عوالم‌ دیگر خواهد داد. «إنَّه‌ ولیُّ النِّعَم‌ و بِیَدِه‌ ملکوتُ کلِّ شی‌ ء ٍ».

     و با کمال‌ جِد و عجز از ملتهای‌ مسلمان‌ می‌خواهم‌ که‌ از ائمة‌ اطهار و فرهنگ‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌، نظامی‌ این‌ بزرگ‌ راهنمایان‌ عالم‌ بشریت‌ به‌ طور شایسته‌ و به‌ جان‌ و دل‌ و جانفشانی‌ و نثار عزیزان‌ پیروی‌ کنند. از آن‌ جمله‌ دست‌ از فقه‌ سنتی‌ که‌ بیانگر مکتب‌ رسالت‌ و امامت‌ است‌ و ضامن‌ رشد و عظمت‌ ملتها است‌، چه‌ احکام‌ اولیه‌ و چه‌ ثانویه‌   که‌ هر دو مکتب‌ فقه‌ اسلامی‌ است‌، ذره‌ای‌ منحرف‌ نشوند و به‌ وسواس‌ خناسان‌ معاند با حق‌ و مذهب‌ گوش‌ فرا ندهند و بدانند قدمی‌ انحرافی‌، مقدمة‌ سقوط‌ مذهب‌ و احکام‌ اسلامی‌ و حکومت‌ عدل‌ الهی‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ از نماز جمعه‌ و جماعت‌ که‌ بیانگر سیاسی‌ نماز است‌ هرگز غفلت‌ نکنند، که‌ این‌ نماز جمعه‌ از بزرگترین‌ عنایات‌ حق‌ تعالی‌ بر جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ است‌. و از آن‌ جمله‌ مراسم‌ عزاداری‌ ائمة‌ اطهار و بویژه‌ سید مظلومان‌ و سرور شهیدان‌، حضرت‌ ابی‌عبدالله الحسین‌ ـ صلوات‌ وافر الهی‌ و انبیا و ملائکة‌الله و صلحا بر روح‌ بزرگ‌ حماسی‌ او باد ـ هیچ‌گاه‌ غفلت‌ نکنند. و بدانند آنچه‌ دستور ائمه‌ ـ علیهم‌السلام‌ ـ برای‌ بزرگداشت‌ این‌ حماسة‌ تاریخی‌ اسلام‌ است‌ و آنچه‌ لعن‌ و نفرین‌ بر ستمگران‌ آل‌ بیت‌ است‌، تمام‌ فریاد قهرمانانة‌ ملتها است‌ بر سردمداران‌ ستم‌پیشه‌ در طول‌ تاریخ‌ الی‌ الابد. و می‌دانید که‌ لعن‌ و نفرین‌ و فریاد از بیداد بنی‌امیه‌ ـلعنة‌الله علیهم‌ـ با آنکه‌ آنان‌ منقرض‌ و به‌ جهنم‌ رهسپار شده‌اند، فریاد بر سر ستمگران‌ جهان‌ و زنده‌ نگهداشتن‌ این‌ فریاد ستم‌شکن‌ است‌.

      و لازم‌ است‌ در نوحه‌ها و اشعار مرثیه‌ و اشعار ثنای‌ از ائمة‌ حق‌ ـ علیهم‌ سلام‌الله ـ به‌طور کوبنده‌ فجایع‌ و ستمگریهای‌ ستمگران‌ هر عصر و مصر یادآوری‌ شود؛ و در این‌ عصر که‌ عصر مظلومیت‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ دست‌ امریکا و شوروی‌ و سایر وابستگان‌ به‌ آنان‌ و از آن‌ جمله‌ آل‌ سعود، این‌ خائنین‌ به‌ حرم‌ بزرگ‌ الهی‌ ـ لعنة‌الله و ملائکته‌ و رسله‌ علیهم‌ ـ است‌ به‌ طور کوبنده‌ یادآوری‌ و لعن‌ و نفرین‌ شود. و همه‌ باید بدانیم‌ که‌ آنچه‌ موجب‌ وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ است‌ این‌ مراسم‌ سیاسی‌ است‌ که‌ حافظ‌ ملّیت‌ مسلمین‌، بویژه‌ شیعیان‌ ائمة‌ اثنی‌ عشر ـ علیهم‌ صلوات‌ الله و سلم‌ ـ است‌.

    و آنچه‌ لازم‌ است‌ تذکر دهم‌ آن‌ است‌ که‌ وصیت‌ سیاسی‌ ـ الهی‌ اینجانب‌ اختصاص‌ به‌ ملت‌ عظیم‌الشأن‌ ایران‌ ندارد، بلکه‌ توصیه‌ به‌ جمیع‌ ملل‌ اسلامی‌ و مظلومان‌ جهان‌ از هر ملت‌ و مذهب‌ می‌باشد.

   از خداوند ـ عزوجل‌ ـ عاجزانه‌ خواهانم‌ که‌ لحظه‌ای‌ ما و ملت‌ ما را به‌ خود واگذار نکند و از عنایات‌ غیبی‌ خود به‌ این‌ فرزندان‌ اسلام‌ و رزمندگان‌ عزیز لحظه‌ ای‌ دریغ‌ نفرماید.

روح‌ الله الموسوی‌ الخمینی

 

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/۱٠ساعت٩:٥٦ ‎ق.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
شیشه با مغز چه می کند؟

شیشه با مغز چه می کند؟

* برای این که بدانیم شیشه بر سیستم اعصاب مرکزی و مغز چه تأثیری می گذارد ابتدا به طور بسیار ساده به نحوه کارکرد مغز و سیستم اعصاب مرکزی می پردازیم. در سیستم اعصاب مرکزی سلول ها یا رشته های عصبی مستقیم به هم متصل نیستند بلکه بین انتهای سلول قبلی با ابتدای سلول بعدی فضای بسیار کوچکی وجود دارد که به این فضا سیناپس می گویند.

*برای این که یک سلول عصبی بتواند پیامی را به سلول دیگر انتقال دهد باید از انتهای خود ماده ای را داخل این فضای کوچک ترشح نماید. این ماده بر روی گیرنده هایی که در ابتدای سلول بعدی قرار دارند، می نشیند و به این ترتیب پیام منتقل می شود. به این ماده ناقل عصبی گفته می شود. دوپامین و سروتونین دو ماده ای هستند که مصرف شیشه باعث افزایش ترشح آنها در مغز می شود.(به طور مثال میزانی که باید در طول یک هفته ترشح شود به یک باره ترشح می شود) و این ترشح بیش از اندازه باعث می شود که شخص در ابتدا علائم بسیار خوبی را تجربه نماید از جمله:

- احساس سرخوشی نماید.

- قدرت تمرکز و اعتمادبه نفس را در خود بالا ببیند.

- خطر را از خود دور می داند.

- حس های پنج گانه بسیار عجیب کار می کنند «مثلاً اگر شما از شنیدن یک  موسیقی لذت می برید و محو آن می شوید.» شخصی که شیشه مصرف کرده است بر روی نت های آن موسیقی پا می گذارد و همراه با آن به پرواز درمی آید.

- بیش از حد پرحرف می شود «مثلاً ۶ساعت حرف می زند»

- جسور و بی پروا می شود.

- افزایش فعالیت جنسی پیدا می نماید.

بسیار مهربان و صمیمی می شود.

- خلاقیت زیاد می شود. (شخصی که تا دیروز یک خط شعر را نمی توانست حفظ کند شاعر می شود و شعر می گوید)

- در اوائل آثار مصرف شیشه بسیار جذاب است.

مصرف کنندگان این ماده در دفعات اولیه، گاه تا چند روز نمی خوابند. در این مدت سطح انرژی بسیار بالا است. خیره شدن به یک نقطه برای چندین ساعت و همین طور رفتارهای بی پروا از حالات نشئگی این ماده است. به علت ترشح زیاد بعد از مدتی انتهای اعصاب مغز تحلیل رفته و مغز نمی تواند کارکرد طبیعی خود را داشته باشد.

احساس سرخوشی معمولاً با افت سریع روبرو می شود و بیمار به خاطر ترس از عوارض مصرف نکردن اقدام به مصرف مجدد می نماید. این عوارض سردردهای شدید، بی قراری، لرزش و حرکات غیرعادی اعضاء بدن از حالات آن است. مصرف کنندگان شیشه برای از بین بردن این حالات معمولاً دوباره مصرف می کنند و به این ترتیب پس از مدتی مصرف شیشه تبدیل به اعتیاد تمام عیار می شود.

مصرف کنندگان شیشه در حالت خماری دست به حرکات جنون آمیزی می زنند که شاید از دیوانگان زنجیری هم سر نزند. مصرف شیشه اگر همراه با مشروبات الکلی باشد سبب می شود که فرد دست به کارهایی بزند که در شرایط عادی هیچ گاه آن را انجام نمی دهد. (حیا و شرم را از بین می برد)

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٧ساعت۱:٥٠ ‎ب.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
شیوه های مصرف شیشه

شیوه های مصرف

١) روش دود کردن: یک روش فوری و انی که می تواند روند اعتیاد را تسریع کند.

2) روش خوراکی: همراه با مشروبات الکلی مورد استفاده قرار می گیرد.

3) روش دماغی: که به مخاط بینی آسیب می رساند.

4) روش ترزیق: که خطرناک ترین شیوه مصرف می باشد.

* برای دود کردن شیشه از وسیله ای به نام «پایپ»(پیپ شیشه ای) یا حباب لامپ خودرو استفاده می کنند.

* با حرارت دادن به پایپ دود ناشی از گرم شدن شیشه استعمال می شود.

* از دیگر لوازم مصرف می توان آیینه ای که لب آن تیز شده و کلاه حصیری کوتاه - داخل اتومبیل می نشینند و کلاه می گذارند تا هنگام مصرف دیده نشوند که درحال مصرف هستند - نام برد.

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٧ساعت۱:٢٩ ‎ب.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
شیطان پرستی

بررسـی  ارتــباط گــروه هـــای مذهبـی انحرافـی نــوظــهور در جهــان  غـــرب 

 

جهان غرب از قرن 17 میلادی و حتی پیش از آن، از دوره «رنسانس» به این سو، در جهت غیر دینی کردن نگاه و نگرش مردم و سست کردن علایق دینی در زندگی روزمره آنان تلاش کرده است. غرب در این دوران به نام « « اومانیسم» و « فرد گرایی» به طور کامل در صدد مخالفت با استیلای دین برآمد. پس از جنگ جهانی دوم و خصوصا از دهه 1960 به این سو، گروه های مذهبی غیرمتداول بسیاری، خارج از چهارچوب ادیان رایج ،در غرب، ایجاد شده است.

 

 

فراماسون ها خدا را به عنوان خالق کائنات انکار می کنند و اعتقاد دارند کائنات  به خودی خود به وجود آمده اند. این گروه با تشکیلات  مرموز خود تا کنون با خدا پرستی مبارزه شدید نموده اند. از قرن هیجدهم میلادی آن ها حضور خود را از بریتانیا به ایالات متحده آمریکا گسترش دادند و فعلاَ نیمی  از مراکز آن ها در این کشور وجود دارد.

 فراماسون ها فقط به سرمایه داران و سیاستمداران برجسته حق عضویت در گروه خود می دهند. در بریتانیا و ایالات متحده آمریکا توسط  فراماسون ها گروه هایی با عقاید معروف به « بوسی کروسین» ((Bosicrucian وجود آمده است و فقط اعضای برجسته  فراماسون ها حق عضویت در این گروه ها را دارند. این ادعا می کنند که از بعد عرفانی موجود در تمامی ادیان پیروی می نمایند، ولی مراسم عبادی

آن ها را جادوگری تشکیل می دهد.

گــروه شیــــطان پرســـــتان

 

فراماسون ها احیا کننده  جادوگری و شیطان  پرستی  در قاره اروپا در قرن شانزدهم میلادی می باشند.

در دهه 1960 شیطان پرستی توسط یهود مورد حمایت قرار گرفت و چند گروه شیطان پرست در انگلستان و ایالات متحده آمریکا به وجود آمد معروف ترین آن ها تشکیل «کلیسای شیطان» در شهر سان  فرانسیسکو می باشد. یکی از وی‍ژگی های این گروه اعضای جوان آن هاست  که سن بیشتر آن  ها کمتر از بیست سال می باشد و مراسم مبتذل جنسی، استفاده از مواد مخدر و موسیقی«هاوی متال» 

 

بررسـی  ارتــباط گــروه هـــای مذهبـی انحرافـی نــوظــهور در جهــان  غـــرب 

 

 (HeavyMetal) از عمده فعالیت های آن ها می باشد. در این گروه ها دختران جوان بیشترین نقش را  ایفا می کنند. گرو ه های یاد شده علاوه  بر   فعالیت های خود در انگلستان و ایالات متحده آمریکا، در سال های اخیر با حمایت  سرمایه داران در کشور ایتالیا نفوذ زیادی پیدا کرده اند.

 

اقدامات کشــورهای اروپایـی علیه این گروه ها

 

بیشترین گروه های غیر متداول مذهبی در دهه 1970 در ایالات متحده آمریکا و انگلستان ظهور و پیشرفت کرده و نزدیک به دویست گروه نیز در ژاپن  ظهور نموده و فعالیت می نمایند.             

 مرکز تمامی این گروه ها  در ایالات متحده آمریکا و انگلستان می باشد. اکثر کشورهای اروپاییِِ  مخصوصاُ  فرانسه، آلمان، روسیه و بلژیک این گروه ها را در امتداد توسعه نفوذ فرهنگی آمریکا در این کشورها قلمداد می کنند و برای جلوگیری از نفوذ آن ها در کشورشان اقداماتی ویژه اعمال می کنند.

در اروپای شرقی نیز فعالیت این گروه ها شدیداُ تحت کنترل می باشد. بعد از فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی سابق، کلیسای ارتودکس که کلیسای رسمی  مسیحیان در طول تاریخ در این مناطق بوده است، تا حدود زیادی در امور سیاسی و اجتماعی نفوذ یافته است و دولت فدراسیون روسیه نیز در سال 1997 قوانینی را در پارلمان تصویب نمود تا رسما از فعالیت های این گروه ها جلوگیری نماید.

دولت فدراسیون روسیه این گروه های غیرمتداول مذهبی را عوامل دولت ایالات متحده آمریکا می داند که تمامیت و هویت فرهنگی و سیاسی این کشورها را تهدید می کند.

استعمار پیر و جوان دقیقا تشخیص داده و تجربه کرده است فرهنگی که مردم مسلمان برآن تکیه می کنند و ایدئولوژی اسلامی است. دشمنان اسلام در تهاجم گسترده فرهنگی علیه جهان اسلام بر استفاده از تمام امکانات مدرن و پیشرفته چند رسانه ای، از وجود این راه آن ها بتوانند به اهداف استعماری خود دست پیدا کنند.

دولتمردان آمریکایی قرن بیست و یک را «قرن آمریکا» قلمداد می کنند. در  این رابطه «  مرکز مشاوران » در آمریکا مطالعات و  پژوهش های گسترده ای را درباره سلطه کامل بر جهان اسلام انجام می دهند و شعار آن ها «از جمهوری تا امپراتوری »است.

  در وضعیت دولت آمریکا و صهیونیسم بین الملل با تحمیل ارزش های ضد اسلامی بر مسلمانان جهان می خواهند بر جهان اسلام تسلط کامل پیدا کنند، وظیفه دانشمندان مسلمان  است که با صراحت و شجاعت از اصول و مبانی و ارزش های اسلامی دفاع نموده، تحرکات دشمنان اسلام را در زمینه های فرهنگی، اعتقادی، سیاسی و اجتماعی برای جوانان مسلمان سراسر جهان افشا نمایند تا آن ها بتوانند با تهدیدهای فزاینده نظامی آمریکا در خاورمیانه و جهان اسلام مقابله کنند.

 

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٧ساعت۱:٢٢ ‎ب.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
شیشه - جنون شیشه

شیشه - جنون شیشه

و

مراحل درمان آن

مقدمه کوتاه :

در این مقاله سعی گردیده تا در مورد شیشه و نحوۀ رفتار با مصرف کنندگان این ماده، اطلاعاتی به زبان ساده در اختیار خانواده ها و علاقه مندان قرار داده شود.

شیشه ماده ای محرک و دیوانه کننده

طی چند سال گذشته کشور ما به طور جدی درگیر مشکل مصرف ماده ای شده است که علاوه بر مردان در میان دختران و زنان نیز شایع گردیده است. این ماده شیشه نام دارد.

قاچاق چیان با این شعار که شیشه مورفین ندارد، پس، اعتیادآور نیست، مصرف آن را تبلیغ می نمایند. اما واقعیت این است که شیشه یک ماده محرک بسیار اعتیادآور است که در حال حاضر درمان آن از مشکل ترین درمان های سوء مصرف مواد است. ابتدا اجازه بدهید تا کمی تفاوت مواد محرک و مواد مخدر را به صورت ساده بیان نمائیم.

مواد محرک: به موادی گفته می شود که مصرف آن سیستم اعصاب مرکزی را تحریک می نماید. موادی  مانند کوکائین- شیشه- قرص اکستاسی

مواد مخدر: به موادی گفته می شود که مصرف آن سیستم اعصاب مرکزی را تضعیف می نماید. موادی مانند تریاک- هروئین- کراک. بنابراین مشاهده می شود که با دو پدیده کاملاً متفاوت روبروهستیم.

علل تغییر نوع مصرف از مواد مخدر به مواد محرک

(سنتی به صنعتی)

١) روحیات، امکانات و شرایط مصرف جوانان با شیشه سازگارتر است تا مواد سنتی مانند تریاک

٢) جوانان اعتیاد به تریاک و هروئین و بدبختی های ناشی از آن را دیده اند ولی هنوز شیشه را نمی شناسند.

٣) در مقایسه با دو دهه گذشته سطح تحصیلات جوانان بسیار بالاتر است و مصرف مواد مخدر «تریاک و هروئین» نوعی بی پرستیژی را در ذهنشان تداعی می کند.

۴) مواد مخدر موجب انزوای فرد می شود در صورتی که شیشه، فرد را به جمع می برد. مصرف کننده تریاک مایل است در کناری رفته و چرت بزند و سیگار بکشد، ولی شیشه فرد را پرحرف، بشاش و پرانرژی می کند و با نفس هیجان طلبی که متناسب با سنین  جوانی است، انطباق دارد.

۵) مواد مخدر و تریاک فرد را خموده و خواب آلود می کند در حالیکه شیشه دشمن خواب است و این تطابق نیاز جمعیت چند میلیونی دانشجوئی و جوان ما هم هست(برای بیدار ماندن و درس خواندن)

۶) مدت زمانی که مصرف کننده مواد مخدر در طی روز صرف می کند در مقایسه با شیشه بسیار زیاد است.

٧) مصرف تریاک مقدمات خاص و امکانات و مکان خاصی را نیاز دارد، در حالیکه مصرف شیشه حتی در صورت دود کردن، بسیار آسان است.
٨) هروئین نامی است مشهور برای مردم ما، نامی همراه با هر اس و وحشت. مردم ایر ان نسبت به هروئین خیلی شناخت دارند ولی شیشه ر ا نمی شناسند.

٩) افت شدید قیمت از گرمی ١٢٠هزار تومان به گر می ۵هزار تومان با توجه به ورود نوعی شیشه به نام شیشه ایرانی در بازار که در ساخت آن عناصری چون وایتکس- آستون٩٨%- آب باطری- اسیدلوله بازکن ظرفشوئی- گوگرد و سود سوزآور هم به کار می رود.

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٢٩ساعت٢:٥٢ ‎ب.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()
نکته بسیار مهم گروه مطالعاتی شهیدآوینی

*** نکته بسیار مهم گروه مطالعاتی شهید آوینی***

چند سالی است که ایلومیناتی ها و فراماسونرها وصهیونیست ها تبلیغات جدیدی درباره وقوع آخرالزمان در سال های مختلف راه انداخته اند و از این رهگذر، با حاکم کردن فضای آخرالزمانی و نظامی گری بر جهان به منافع سیاسی و اقتصادی خود می رسند. مثلا آنها دولت آمریکا را مجبور می کنند که از شرکت های صهیونیستی اسلحه سازی در آمریکا و سایر کشورها خریدهای میلیاردی داشته باشد. تا کنون در سایت های ایلومناتی ها و فراماسونرها و صهیونیست های یهودی و مسیحی، پیشگویی های متععد آخرالزمانی درباره سالهای 1966، 1999، 2000، 2006،‏2009 شده است و دروغ از آب درآمده است، البته توانسته اند برخی مردم غافل و جوگیر آمریکا و جهان را فریب دهند و جنگ عراق و افغانستان را به اصطلاح خودشان توجیه کنند ولی ما هرگز نباید تسلیم کارخانه فیب سازی هالیوود شویم. اکنون پروپاگاندای آخرالزمانی فراماسونرها و صهیونیست های آمریکا که نفوذ عظیم و غیر قابل خدشه ای نیز بر هالیوود و رسانه های غربی دارند مشغول اتش تهیه ریختن برای ساختن حمام خونی از انسان های بی گناه در سال های 2012 و 2017 هستند. این نقشه نیز با اطلاع رسانی و تحلیل صحیح خنثی خواهد شد و تقدیر الهی همانگونه که او خواهد خواست می شود نه آنگونه که صهیونیسان و زرسالاران عالم می خواهند.

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۸ساعت۱:٥٩ ‎ب.ظتوسط هانی امکانی | نظرات ()